پیک خبری 14، سخن آزاد

1396/11/03 تعداد بازدید: 787
print
پیک خبری 14، سخن آزاد

گذر از باور آب و آبادی به سوی آبادانی در پرتو کار و کارآفرینی

توسط: جعفر طاهری
از دیرباز در ایران زمین، آب و آبادی دو روی سکه ی تمدن این دیار کهن بوده است به گونه ای که پراکندگی روستاها یا از چشمه سارها تبعیت می‌کرده و یا به مدد تفکر پیشینیان قنوات چون گردن آویز مروارید بر گستره‌ی دشت‌ها آرایش‌یافته و برای هزاران سال شالوده‌ی تمدنی ما را دوام و بقاء بخشیده است.
اما در دهه های اخیر، با افزایش جمعیت و به تبع آن مصرف و برداشت نامتوازن از سفره های آب های زیرزمینی و پمپاژ بی‌رویه آب از آبخوان‌های کشور، جان این ذخایر خدادادی در طی زمانی کمتر از ۵۰ سال به لب رسیده است! و زنگ خطر این بحران در قالب فرونشست دشت ها به صدا در آمده است. در طول چند دهه گذشته علیرغم کوشش‌های فراوان و تفکر توسعه بر محور کشاورزی اگر چه توانسته است امنیت غذایی ما را تا حدودی به صورت شکنده تأمین نماید، اما خشک سالی‌های پیاپی و اضافه برداشت از سفره‌های آب زیرزمینی ادامه این روند را با چالش جدی مواجه ساخته است. در این شرایط، ضمن ضرورت توجه به اصلاح شیوه های کشاورزی و تقویت آبخوان های کشور، لازم است به وجوه دیگر پتانسیل های خدادادی این سرزمین نیز نیم نگاهی داشته باشیم تا با استفاده بهینه از آن ها، فرصت های جدید کار و تلاش را به جوانان جویای کار عرضه نماییم و در عین حال در راه گسترش و شکوفایی و رشد اقتصادی کشور گام‌های بلندی برداریم.
در این راستا، ارزیابی ها نشان می دهد که علیرغم کوشش‌های فراوان، توسعه صنعتی نیز در سطح استان خراسان رضوی ناکافی و شوربختانه نامتوازن بوده است به گونه‌ای که تا سال 1389بیشترین حجم ارزش افزوده در بخش‌های صنعت، معدن و تجارت استان به میزان 89% در دو شهرستان مشهد و نیشابور متمرکز بوده و سهم اشتغال شهرستان¬های مشهد، نیشابور و سبزوار به ترتیب با 37، 11 و 7 درصد و مجموع 55% به این سه شهرستان استان تعلق داشته است (شاهنوشی و همکاران 1395). در ادامه، این روند و مسائل ناشی از آن، موجب مهاجرت بی رویه جمعیت از روستاها به شهرهای بزرگ شده است. اکنون چالش جدید فراروی مردم و مسئولان به صورت عدم توازن در توسعه و مسئله حاد حاشیه نشینی در بزرگترین کلان شهر جهان اسلام (مشهد)، متجلی شده است. این در حالی است که در همین شرایط شهرستان طبس با پتانسیل معادن زغال سنگ فرصت های شغلی مناسبی در کم برخوردارترین شرایط زیستی برای خود جستجو نموده است و خواف با پتانسیل بالای معادن آهن میزبان هزاران میلیارد تومان سرمایه گذاری صنعتی و معدنی شده است که عسلویه شرق کشور نام گرفته است. در یک نگاه کارشناسی می توان ملاحظه کرد که در جای جای استان خراسان رضوی پتانسیل های بالقوه ای وجود دارد که هرکدام می تواند ظرفیتی بر ظرفیت‌های کشور اضافه نماید: 
اما و اما شاه بیت موفقیت در این زمینه توجه به اکتشاف علمی و سیستماتیک است.
روند تغییر نسبت جمعیت شهرنشینی به روستا نشینی آن چنان سرعت یافته است که تنها در فاصله آمارگیری سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ این ضریب از ۷۱ درصد به بیش از ۷۳ درصد رسیده است. اگر روستا را به عنوان یک کانون جمعیتی تولیدگرا با کمترین اتکا به منابع عمومی تصور کنیم این روند به معنای خروج تعداد بیشتری از جمعیت کشور از گردونه تولید و افزایش تراکم قطب های مصرف و خدمات در کشور می باشد. 
خواسته یا ناخواسته این روندی است که توقف آن منوط به بازنگری جدی در سیاست های اداره و مدیریت کشور از خرد تا کلان خواهد بود. اکنون جامعه کارشناسی و مدیریت کشور در مقابل آزمون سختی قرار گرفته است: یا گردش امور در سراشیب روزمرگی با بحران های زایدالوصف مواجه خواهد شد و تنها با سیاست‌های تزریق مسکن این درد را به فردا وا خواهد نهاد یا با خرد جمعی و بازنگری جدی در روش‌ها و منش‌ها؛ بار دیگر کارآمدی خود را در حل بحران‌های موجود نشان خواهد داد. 
از دیگر سو تکیه بر منابع و ذخایر هیدروکربوری و سرمایه نفت به دلایل مختلف با پرسش جدی مواجه است چرا که حتی اگر اعمال سیاست‌های ظالمانه تحریم بر طرف گردد، روند افزایش مصرف داخلی مجالی برای تأمین منابع مورد نیاز توسعه کشور و از همه مهم¬تر اشتغال باقی نمی‌گذارد. اکنون امنیت ملی ما اقتضا دارد تا با توجه بیشتر به سایر پتانسیل ها و ظرفیت های توسعه ملی راه را برای عبور از بحران اشتغال و رسیدن به توسعه اقتصادی،‌ اجتماعی و فرهنگی فراهم آوریم. 
از جمله فرصت های فراروی ما در امر توسعه می توان به بخش های: معدن، توسعه گردشگری، صدور خدمات فنی، ترانزیت کالا، صنایع دستی و نظایر آن اشاره کرد. در این میان بخش معدن با توجه به تنوع مواد معدنی شناخته شده و توزیع به نسبت مطلوب جغرافیایی می‌تواند شرایط را به نفع اشتغال مولد و عدالت در توسعه مناطق مختلف تغییر دهد. نکته ی ظریف، مهم و کارشناسی شده ی این مطلب آن است که شکوفائی بخش معدن از مسیر اکتشاف اصولی و علمی همراه با سرمایه گذاری های متناسب با نوع ماده معدنی عبور می نماید. مجموعه بضاعت کارشناسی و مدیریتی و دستاوردهای موجود نشان می دهد که توان این بخش فراتر از وضع موجود است اما بدون نگرش تحولی و تکیه صرف بر تغییرات جزئی نمی توان به جایگاه مطلوب استان در قیاس با ظرفیت‌های توسعه دست یافت. در شرایطی که برآوردها حاکی از وجود دست کم ۷ نوع (Type) کانسار مس در استان خراسان رضوی دارد (گزارش اقتصاد مقاومتی توسعه اکتشاف در استان) اکتفا به حدود پنج میلیون تن کانسنگ مس نه تنها جایگاه مطلوبی در مقیاس کشوری نیست بلکه با واقعیت های موجود سرزمینی نیز تطابق ندارد. این در حالی است که تلاش های بخش خصوصی در امر اکتشاف نیز با استانداردهای متداول دنیا اختلاف و فاصله زیادی دارد.
بخش معدن ایران و استان هنوز داشته های فراوانی برای شکوفایی در اختیار دارد چرا که در مقیاس جهانی ما هنوز در مراحل اولیه رشد و توسعه معدنی می باشیم. در حالی که معدنکاری تا ژرفای 300 متر سطحی، اعماق 300 تا 500 متر نیمه عمیق و معدنکاری در ژرفای افزون بر 500 متر ژرف محسوب می شود؛ ما علیرغم پیشینه ی کهن، در اکثر قریب به اتفاق فعالیت های معدنی در اعماق کمتر از 300  متر متمرکز شده ایم و می بایست تدابیر لازم اعم از اصلاح و تقویت ساختارها و تأمین منابع مورد نیاز، برای ورود به مراحل متعالی‌تر اتخاذ شود.
تجربه نگارنده در پیگیری فعالیت های اکتشافی و زمین شناسی در سه دهه گذشته نشان می دهد افزون بر بررسی های سیستماتیک بسیار مطلوب در مقیاس سطحی و در مواردی تحت الارضی در شمال شرق کشور، شرایط موجود نیازمند توجه جدی‌تر مسئولان به امر اکتشاف به عنوان یک وظیفه حاکمیتی می‌باشد. اکنون هم دانش و هم تجربه کافی در مدیریت طرح های اکتشافی شکل گرفته است و هم زمان آن است تا با گسیل منابع و امکانات فزونتر شاهد جهش و پیشرفت ملموس در این حوزه باشیم. 
به گونه ای که با گشوده شدن جبهه های جدیدی از کار و تلاش علمی گذشته از ایجاد اشتغال برای جوانان تحصیل کرده و جویای کار، محورهای نوینی در توسعه ملی را تجربه نمائیم که با طیف متنوعی از تولید مواد معدنی و در ادامه با فرآوری و توجه به زنجیره ی ارزش هریک از مواد معدنی کارآمدی نیروهای تأثیرگذار را در کشور و استان شاهد باشیم.   
با توجه به شرایط پیش آمده، برای امروز و فردای کشور باید الگوی کار، کارآفرینی و در ادامه دستیابی به آبادی و آبادانی را جایگزین تکیه صرف بر منابع ناچیز آبی کرد و در سایه سار این تفکر، الگوی بومی توسعه در شرایط جدید را تجربه کرد. اینگونه است که در ذهنیت جامعه تفکر جدیدی شکل خواهد گرفت که هر کجا کار و تلاش باشد آبادی نیز متصور و پایدار خواهد بود وگرنه مرثیه خوانی برای آب و آبخوان ها راه به جایی نخواهد برد.
 
 
 منبع:
- شاهنوشی ناصر؛ رفیعی، هادی؛ براتی، جواد؛ خاکسار، حمیده؛ سلطانی، سحر؛ رهنما، علی، 1395، استراتژی توسعه صنعت، معدن و تجارت استان و شهرستان های خراسان رضوی،  انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد
پیام ها:

loader