
اشتكلين 27 سال عمر مفيد خود را براى شناخت پديده هاى زمين شناسى ناشناخته اين سرزمين صرف كرد و اندوخته هاى ارزشمند علمى خود را طى ده ها كتاب و مقاله به يادگار گذاشت.
ايشان آموزگارى بود كه راه و روش تحقيق را به نسل جوان كشورمان آموخت. اكنون كمتر پژوهشى در مورد مسائل زمين شناسى ايران مى توان يافت كه به يافته هاى او استناد نكنند. اشتكلين در دور افتاده ترين بخش از كشورمان به تحقيق پرداخت و يافته هاى خود را به صورت اسناد ارزنده اى بيادگار گذاشت. ايشان زندگينامه خود را كه بخش عمده آن مرورى بر خاطرات ارزشمندش در ايران بود، در واپسين روزهاى حيات خود به زبان آلمانى تدوين و اجازه نشر آن را به زبان فارسى به سازمان زمين شناسى واگذار كرد كه متاسفانه همزمان با تدوين اين مجموعه چشم از جهان فروبست. بنابراين برخود لازم دانستيم تا قبل انتشار اين مجموعه، خلاصه اى از زندگينامه وى را براى خوانندگان و دوستداران اين علم بازگو كنيم.
اشتكلين سال 1921 ميلادى در شهر (ARMRISWIL) سوئيس قدم به جهان هستى گذاشت. مادر او اهل صرب (SERBIAN) و پدرش سوئيسى بود.
او در سال 1949 ميلادى موفق به كسب دكتراى زمين شناسى از انستيتو مركزى- تكنولوژى زوريخ شد و تجربه كارى خود را در يك پروژه هيدروالكتريك در بخش جنوبى آلپ در سويس آغاز كرد. وى سال 1950 همزمان با ملى شدن صنعت نفت ايران، با گروهى از زمين شناسان كشور بى طرف سويس به كشورمان اعزام شد. اين گروه در قالب شركت تازه تاسيس شده شركت ملى نفت ايران، هسته مركزى اكتشافات را سامان داد و اكتشافات نفت را در سراسر كشور آغاز كرد و همزمان به آموزش نيروى انسانى جوان در صنعت نفت همت گماشت. در اين ميان اشتكلين سهم بسزايى در مطالعات زمين شناسى در مناطق البرز- كهرود- زاگرس و كوههاى شرق ايران، طبس، مكران داشت. بعلاوه در مطالعات سيستماتيك زمين شناسى در بخش ساحلى جنوب درياى خزر و بررسى هاى حوضه نفتى قم (كه منجر به كشف ذخاير گاز در اين ميدان) نفتى شد، مشاركت فعال داشت. اشتكلين زمانى فعاليت خود را در شركت ملى نفت ايران آغاز كرد كه بخش وسيعى از ايران مركزى و بلوچستان فاقد اطلاعات اوليه زمين شناسى بود، با وجود مشكلات معيشتى منطقه و نبود راههاى ارتباطى مناسب، به تدوين و تهيه نقشه هاى مقدماتى اين منطقه در طى سفرهاى مكرر همت گماشت و به دليل اين كه در آن زمان سازمان زمين شناسى ايران هنوز تاسيس نشده بود، علاوه بر اكتشافات نفتى، اكتشافات معدنى و مطالعات ژئوتكنيك پاره اى از پروژه هاى عمرانى در نقاط مختلف كشور در قالب برنامه هاى شركت ملى نفت ايران انجام مى گرفت.
سال 1341 (1960 م.) سازمان زمين شناسى و اكتشافات معدنى كشور فعاليت خود را در تحت پروژه مشتركه UNDPL سازمان ملل و دولت ايران آغاز كرد و اشتكلين نيز به عنوان سرزمين شناس اين پروژه مشترك از طرف UNDP منصوب و مسئوليت خطيرى را در جهت هدف اصلى پروژه در برنامه ريزى تهيه و تدوين نقشه هاى زمين شناسى سراسرى كشور و تربيت نيروى جوان ايرانى را به عهده گرفت. اشتكلين با كاردانى مديريت وقت سازمان زمين شناسى و اكتشافات معدنى كشور- زنده ياد مهندس نصراله خادم- و تلاش پرثمر زمين شناسان جوان ايرانى، نسبت به ايجاد و تجهيز آزمايشگاه و بخشهاى فسيل شناسى، سنگ شناسى، ژئوتكنيك و كارتوگرافى، براساس استاندارد سازمان هاى زمين شناسى كشورهاى پيشرفته دنيا اقدام نمودند و در كوتاه زمانى توانستند عقب ماندگى هاى موجود را جبران و موقعيت ممتازى درمنطقه كسب كنند. اشتكلين در طول 13 سال اشتغال در سازمان زمين شناسى نيروهاى جوان و كارآمدى تربيت كرد؛ بطوريكه پس از ترك سازمان، وارثان ايرانى او نيز اهداف اشتكلين را تداوم بخشيدند. وى علاوه بر وظايف اصلى خود با مشاركت همكاران ايرانى در پروژه هاى بين المللى ژئوديناميك- كميسيون بين المللى چينه نگارى، كميته بين المللى تهيه نقشه هاى زمين شناسى جهان، تدوين فرهنگ چينه شناسى ايران، تهيه نقشه تكتونيك منطقه اى مشاركت داشت، مقام ارزنده اى را كسب كرد.
اشتكلين عاشقانه به طبيعت و زمين شناسى ايران دلبسته بود به طورى كه با كار در مناطق دور افتاده و محروم كشور كه فاقد راه هاى ارتباطى و امكانات رفاهى بود، لذت بيشترى مي برده و بر اين باور بود كه از اين مناطق يافته هاى جديدى را مى توان ارائه نمود. وى اين فرهنگ كارى را به دستياران جوان ايراني خود نيز آموزش مي داد.
در سال 1975 سازمان ملل به اين نتيجه رسيد كه اشتكلين به اهدف خود در ايران نائل شده و بايد از تجربيات سودمند وى در بخش ديگر جهان استفاده شود. او منطقه محروم نپال در هيماليا را انتخاب كرد و مدت 2 سال با بهره گيرى از عكس هاى هوايى و بازديدهاى صحرايى، نقشه زمين شناسى منطقه را جهت پايه اى براى نمونه بردارى هاى ژئوشيميايى به منظور اكتشافات معدنى تدوين و اين نقشه را نيز در سازمان زمين شناسى ايران به چاپ رسانيد.
سال 1977 اشتكلين مجدداً به ايران مراجعت كرد و به عنوان مشاور سازمان نوپاى انرژى اتمى ايران در اكتشافات مواد راديواكتيو از طرف سازمان ملل منصوب شد. ايشان برپايه اندوخته ارزشمند خود، بخش زمين شناسى را در سازمان انرژى اتمى ايران پايه گذارى كرد و وظايف اصلى اين بخش را در جهت كلى شناخت سازندها و سنگهاى اميدبخش محتوى مواد راديواكتيو ترسيم نمود.
براين اساس وى پيگيرى هاى صحرايى با اعمال روش هاى سيستماتيك اكتشافى، ژئوشيميايى را از سوى سازمان انرژى اتمى ايران آغاز و در اين مدت گروههاى اكتشافى صحرايى مختلف را به شمال و شرق ايران اعزام كرد.
سال 1357 اشتكلين پس از 30 سال فعاليت حرفه اى به زادگاه خود در سويس برگشت و از طريق بانك جهانى به خدمات مشاوره اى در خصوص امور اكتشاف نفت در كشورهاى افريقايى نظير گنيه- مراكش- يمن- ماداگاسكار و همچنين آسياى مركزى و سيبرى پرداخت. در اين مدت، چكيده 30 سال تجربه خود را نيز در قالب ويژگى هاى كمربند تكتونيكى تيتس در بخش خاورميانه- هيماليا به نگارش در آورد. اشتكلين به زبان هاى انگليسى، فرانسه، آلمانى، روسي تسلط داشت و زبان فارسى را نيز به خوبى تكلم مى كرد.
وی در اردیبهشت ماه 1387 (30 آوریل 2008) چشم از جهان فروبست.
روانش شاد و يادش گرامى باد.