English
صفحه اصلي | اخبار | مقالات | گالري عكس | سوالات متداول | تماس با ما | نقشه سايت | درباره ما
فهرست پايگاه
زمين شناسي
اكتشاف
ژئوماتیکس
آزمايشگاه شيمي
موزه علوم زمين
نقشه هاي زمين شناسي
پروژه های اصلی
امور اداري و مالي
کتابخانه و انتشارات
مقالات
پايان نامه ها
محیط زیست وعلوم زمين
ستاد نوآوری و شکوفایی
كاربردهاي زمين شناسي
ژئوتوریسم
فصلنامه هاي علوم زمين
زمین شناسی خراسان
معادن استان های خراسان
معرفی کتاب
درباره ما
خدمات و محصولات
دانستنیهای زمین شناسی
خورشید مشرق
مشاهیر علوم زمين ايران
سمینارهای علوم زمین
مشهدالرضا
قوانین ومقررات زمین شناسی ومعدن
پارک موزه علوم زمین
پيوند‌هاى سريع
ژئوتوریسم خراسان
چشمه های آب گرم خراسان
فعالیت های اکتشافی بخش اکتشاف
فرو نشست دشت مشهد
موزه علوم زمين
نظر سنجى
صفحه اصلی » مشاهیر علوم زمين ايران » دکتر عبدالکريم قريب

دکتر عبدالکريم قريب

پدر علم زمين شناسی ايران 


استاد عبدالكريم قريب در سال 1291 ه . ش در خيابان عين الدوله تهران ديده به جهان گشود. پدرش ميرزا مصطفى خان مستوفى، فرزند ميرزا عبدالكريم مستوفى گرگانى بود و مادرش دختر ميرزا شكرالله خان (كاردار سفارت ايران در دولت عثمانى).
او فرزند چهارم خانواده بود. دو ساله بود كه پدرش بازنشسته شد و پس از آن به اتفاق خانواده به گرگان بازگشت.
دكتر عبدالكريم قريب از آن دوران مى گويد:
"از تهران با كجاره به گرگان رفتيم. در طول راه ، من و مادرم در يک تاى كجاوه نشسته بوديم و خواهرم و يكى از دختر عموهايم که تحت تكفل پدرم بود در تاى ديگر.
پدرم نيز سوار بر اسب بود تا به گرگان رسيديم. اين مسافرت 7 روز به طول انجاميد. 3 روز تا قم و 3 روز تا گرگان.
استاد قريب، كودکى و تحصيلات خود را در گرگان گذرانده، به گفته خودش: "درگرگان مكتب هايی وجود داشت كه به تدريس علوم و ادب قديم آن روز مى پرداختند، ولى كسانى كه خود داراى فضل و دانش بودند، فرزندانشان را خودشان آموزش مى دادند. تحصيلات پدرم حدود كار مستوفى گرى بود و با زبان رياضيات آن زمان (سياق) هم آشنا بود. او بر علوم قديمى و ادبيات فارسى تسلط داشت. شعر مى سرود و خط زيبايی هم داشت.
وقتى من به 6 سالگى رسيدم، آموزش و تعليم مرا برعهده گرفت و بدين ترتيب هر روز صبح نزد پدرم به تحصيل مى پرداختم.
پس از فراگرفتن الفبا و خواندن و نوشتن به خواندن كتابهاى چون عم جزء و توسل، گلستان، بوستان، نصاب، صرف مير، امثله، صرف و نحو، مقامات حميدى، كتاب حكيم مؤمن (كه در علوم طبيعى آن روز نزد علما معرو ف بود) پرداختم.
استاد دكتر عبدالكلريم قريب در دوازده سالگى پدرش را كه نعمت بزرگ زندگى اش بود، از دست داد و به همراه مادرش كه اهل تهران بود، مجددا" از گرگان به تهران عزيمت کرد.
دكتر قريب در اين باره مى گويد: در سال 1304 ش پدرم فوت كرد. پس از فروش خانه و باغ و اثاثيه هاى منزل، من و مادرم در سال 1306 به تهران آمديم و منزلى كوچک در خيابان سقاباشى اجاره كرديم. در همان سال به دبستان صفوى رفتم و چون در دروس ادبيات قوى بودم من را دركلاس پنجم پذيرفتند.
مدرسه صفوى بين دروازه دولاب و دروازه دوشان تپه بود. من دركلاس پنجم آن مدرسه عربى، انشاء، فارسى و رياضيات را ياد گرفتم و چون شاگرد اول كلاس بودم، هميشه مبصر هم بودم. رقتى هم معلم ها نبودند، من به بچه ها ديكته مى گفتم.


جوانى و ورود به دبيرستان علميه
استاد دكتر عبدالكريم قريب پس از اتمام دورهء ابتدايی در مدرسه صفوى، در سال 1307 براى ادامه تحصيل، در دبيرستان علميه ثبت نام كرد.
استاد قريب در ادامه بيان زندگيش مى گويد: "در 17 سالگى پس از اتمام دورهء ابتدايی در مدرسه صفوى به دبيرستان علميه كه در آن زمان نزديک دانشسراى قديم (سه راه ژاله سابق) بود وارد شدم و پس از آن به مدرسه اى در پشت مسجد سپهسالار رفتم و تا اخذ ديپلم همانجا ماندم. من هر سال شاگرد اول كلاس بودم و دروس رياضى، فيزيک و شيمى را در حد عالى مى دانستم. مرحوم دکتر محمود حسابى هم دبير فيزيک من در آن دوره بود. " استاد از آن دوران مى گويد: من در دوران دبيرستان معمولا" درس مى خواندم و دنبال بازى نبودم. سه ساعت صبح و دو ساعت بعد از ظهر در دبيرستان بوديم و به خانه هم كه مى آمدم، درسهاى روز بعد را آماده مى كردم و تا ساعت 8 يا 9 شب مشغول مطالعه بودم. شب زود مى خوابيدم و صبح زود بيدار مى شدم. فقط روزهاى جمعه كوه مى رفتم و با دوستانم كوه پيمايی مى كرديم. "
استاد قريب در سال 1314 با اخذ ديپلم علمى از دبيرستان علميه تهران فارغ التحصيل شد. به گفته استاد در آن سال كليه دانش آموزان سال ششم دبيرستان را در دارالفنون جمع كردند و امتحان گرفتند و ايشان نيز در آنجا امتحان دادند و ديپلم گرفتند.


ورود به دانشگاه...
استاد دكتر قريب مى گويد: در سالی که ما ديپلم گرفتيم آن قدر تعداد ديپلمه ها كم بود كه به ما مى گفتند در هر دانشكده ای که دوست داريد ادامه تحصيل دهيد و حتى مى گفتند، بياييد يک ماه در اين دانشكده بنشينيد، اكر خوشتان آمد ادامه دهيد و اگر خوشتان نيامد برويد دانشكده ديگر. من نيز در ابتدا، هر چند روز در يک دانشكده مى رفتم و حدود يک ماه همين طور در دانشكده ها مى چرخيدم تا وارد دانشكدهء علوم در رشته رياضى شدم. 6 ماه در رشته رياضى ادامه تحصيل دادم ولى بعد از آن مجددا" رشته علوم طبيعى را انتخاب كردم و تا پايان تحصيلات دورهء ليسانس در اين رشته ماندم، بخصوص چون زمين شناس جزء اين رشته برد و من به مرور زمان به رشته زمين شناسى خيلى علاقه مند شده بودم، در اين رشته ماندم.
بعد از اتمام دورهء ليسانس، مطالعاتم را در زمين شناسی ادامه دادم. زمين شناسى چون با طبيعت سروكار دارد، برايم مفرح ترين رشته بود. به خصوص براى من كه دركودكى در دهات و باغ و زمين بزرگ شده بودم. به اعتقاد من، تمام زندگى انسان از زمين به دست آمده است و چيزى نيست كه ما از زمين نگرفته باشيم.
زمين در قرآن كريم از جايگاه ويژه اى برخوردار است. قرآن 114 سوره دارد و در 104 سورهء آن از زمين صحبت شده است.
دكتر قريب در سال 1317 در رشته علوم طبيعى فارغ التحصيل شد. او در مدت تحصيل در دانشگاه از راهنمايی اساتيد عاليقدرى برخوردار بود و پروفسور احمد پارسا نيز استاد گياه شناسى وى در مدت تحصيل بود.
دكتر قريب از اتمام دورهء ليسانس خود مى گويد: در آن زمان بعد از اخذ مدرک ليسانس همه موظف بودند به مدت يک سال، هرجايی دولت تعيين مى كند بروند و كار كنند. اهواز از جاهايی بود که داوطلب نداشت. من اهواز را انتخاب كردم و پس از يک سال تدريس، در سال 1318به تهران بازگشتم و به سربازى رفتم. در سال 1320 خدمت نظام را تمام كردم و چون تعهد دبيرى داشتم، در دبيرستان ايرانشهر تهران دبير شدم. يک سال و نيم دبير بودم تا اينكه با يكى از اساتيد دانشگاهى ام برخورد كردم. ايشان گفت: شما نمى خواهيد به دانشگاه بياييد و با من كار كنيد. من پذيرفتم و به دانشگاه رفتم. در ابتدا نصف وقتم را صرف آموزش و پرورش مى كردم و نصف وقتم را هم صرف دانشگاه. سال بعد از آن به طور تمام وقت به دانشگاه رفتم و به عنوان دبير و متصدى آزمايشگاه كانى شناسى دانشكده علوم كار كردم. در سال 30 يا 31 قانونى گذراندند كه هر يک از فارغ التحصيلان ليسانس شاغل در دانشگاه سابقه كار دارند در صورتى كه تأليفاتى داشته باشند، مدركشان معادل دكترا شناخته مى شود و من چون 15 سال سابقه داشتم و طى آن مدت هم يک جزوه اى در زمينه بلورشناسى )كانيهاى جزير ه هرمز( تهيه كرده بودم، شرايط اين قانون را داشتم. بعد از تصويب اين قانون، دانشسراى عالى و دانشكدهء علوم دانشگاه تهران، همزمان با هم از افرادی که داراى چنين ويژگيهايی بودند، دعوت به عمل آوردند و من در هر دو جا ثبت نام كردم و در هر دو جا با هم پذيرفته شدم. هنگامى كه قرار شد از سوى شوراى دانشگاه حكم برايم صادر شود، بين رئيس دانشسراى عالى و رئيس دانشكده علوم اختلاف افتاد. بالاخره رئيس دانشگاه كفت: اين موضوع را به عهدهء خودشان بگذاريد.
من هم دانشسراى عالى را انتخاب كردم و در سال 1333 دانشيار دانشسراى عالى شدم.
در سال 348 1 با رتبه 0 1 استادى و 38 سال سابقه كار به درخواست خودم از دانشسراى عالى بازنشسته شدم.
در سال 1349 تا 1355 مدرسه عالى علوم اراک را تأسيس كردم و تا سال1354  مسئوليت آنجا را به عهده داشتم. در سال 1354  وزارت علوم اعلام كرد كه كليه مدارس عالى ملى مى بايست ضميمه دانشگاهها شوند و مدرسة عالى علوم اراک ضميمه دانشسراى عالى شد. بعد از اين كار حدود پنج ماه ديگر آنجا بودم، ولى ديدم مرتب دستوراتى مى دهند كه مطابق ذوق من نيست و چون من آن دستورات را انجام نمى دادم از تهران مرا خواستند و گفتند: آقاى وزير علوم گفته است كه "صلاح نيست شما در اراک باشيد. بياييد مشاور عالى دانشسراى عالى باشيد. "
من هم گفتم: آقاى وزير علوم خيلى خوب تشخيص داده اند كه صلاح نيست من در اراک باشم، ولى من تشخيص داده ام که صلاح نيست مشاور عالى بشوم. خداحافظى كردم و آ مدم دانشگاه شهيد بهشتى (ملى) و به طور حق التدريس، مشغول كار شدم تا سال 1358 كه دانشگاهها تعطيل شد. از آن سال مشاور سازمان انرژى اتمى شدم.
استاد دكتر عبدالكريم قريب رئيس كميته کارشناسى ايران نيز بوده است. دانشگاه تربيت معلم در سال 1371براى ارج نهادن به تلاشهاى علمى استاد سمينارى تشكيل داد. سازمان انرژى اتمى نيز در سال 1372 بخشى از كتابخانه اين سازمان را به نام ايشان نامگذارى كرد.
استاد قريب تا همين اواخر على رغم كهولت و ضعف دوران پيری همچنان به فعاليت، تحقيق، تدريس و مطالعه مشغول بوده است.


كتابها و تأليغات استاد عبدالكريم قريب:
- بلورشناسى، چاپخانه علمى، 1329.
- كانى شناسى، درباره كانيهاى جزيره هرمز، دانشگاه تهران، 1336.
- أصول علم كانيها، چاپخانه علمى،1338.
- شناختن كانيها به وسيله معرفهاى شيميايی، دانشگاه تربيت معلم، 1344.
- چگونه كانيها را مى توان شناخت، دانشگاه تربيت معلم، 1344.
- مقالاتى چند درباره زمين، دانشگاه تربيت معلم، 1345.
- سنگ شناسى، دانشگاه تربيت معلم، 1346.
- يک دوره 17 جلدى كتابهاى طبيعى براى دبيرستانها، 1346-1344.
- گرگان، نشر آفتاب، 1363.
- زمين در فضا، نشر آفتاب، 1363.
- مبارزه با عوارض پيرى، چاپخانه رامين، 1371.
- فرهنگ زمين شنا سى، انتشا رات انزلى، 1366.
- جلد اول شنااخت سنگها با نگاهى ويژه به سنگهاى ايران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى،1372.
- جلد دوم شناخت سنگها با نگاهى ويژه به سنگهاى ايران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى.
- واژه هاى زمين شناسى، دانشگاه تربيت معلم،1377.
- توليد خاک از نظر کشاورزى (ترجمه)، چاپخانه علمى، 1328.
- زلزله و آتشفشان (ترجمه)، چاپخانه علمى، 1329.
- بلور (ترجمه)، دانشگاه تربيت معلم، 1345.
- مبانى زمين شناسى (ترجمه)، انتشارات خوارزمى، چاپ اول و دوم، 1348 و 1358.
- رازها ى درون زمين (ترجمه)، انتشارات نيل، 1349.
- پديده هاى شگفت انگيز در آسمان و زمين (ترجمه)، انتشارات آفتاب، 1360.
- انسان در نبرد با طبيعت (ترجمه ر تأليف)، نشر آفتاب، 1361.
- 57 درس براى تقويت حافظه (ترجمه و تأليف)، نشر آفتاب، 1361.
- اسرار سه اقيانوس (ترجمه)، نشر آفتاب، 1362.
- غارشناسى (ترجمه)، نشر كوهستان، 1371.
- غارها و موارد استفاده از آنها،1377.
 
شركت دركميسيون هاى علمى و عضويت در هيأت نويسندگان مجلات:
- عضو هيأت نويسندگان مجله سخن علمى.
- عضو انجمن كانى شناسى و بلورشناسى فرانسه.
- مسئول و سرپرست مجله دانش روز (اراک).
- عضوكميسيون واژه گزينى زمين شناسى به سرپرستى شادروان دكتر حسين گل گلاب (فرهنگستان دوم).
- عضو كميسيون واژه گزينى جغرافيا در سازمان جغرافياى ارتش جمهورى اسلامى.
- سردبير و عضو هيأت نويسندگان مجله رازى (كرمانشاه).
- سردبير و عضو هيأت نويسندگان مجله رشد زمين شناسى.
- مؤسس مدرسه عالى علوم اراک از سال 1349 (دانشگاه فعلى استان مركزى).
- كمک و همكارى با آقاى دكتر عباس شيبانى نماينده محترم مجلس شوراى اسلامى در تأسيس دانشكده پزشكى كاشان.
- مؤسس رشته زمين شناسى در دانشگاه آزاد اسلامى آشتيان.

مشهد ـ صندوق پستي : 91735-1166
تلفن : 8-8218146   /   دورنگار : 8216044
ميدان حر ـ بلوار سرافرازان ـ خيابان هجدهم
E-mail : info [at] gsinet [dot] ir
Last Update: 2010/09/26
Copyright © 2002-2007 GSINET , All rights reserverd.