صفحه اصلی » روشن روان » مقدمه ای بر زمین شناسی و کانی سازی لاتریت ناحیه بلبلوئیه مقدمه ای بر زمین شناسی و کانی سازی لاتریت ناحیه بلبلوئیه
ناحیه بلبلوئیه در حدود بیست کیلومتری جنوب شرق کرمان قرار دارد. در این منطقه ردیفی از مجموعه های سنگی کامبرین بالایی تا کرتاسه رخنمون دارد که تشکیل شده اند از:
1- آهک ها و دولومیت های تریلوبیت و استروما تولیت دار کامبرین بالایی.
2- ماسه سنگ ها و کوارتزیت ها و آرکوزها با میان لایه های نازکی از دولومیت تشکیل شده و محدوده ای بین اردویسین تا دونین و احتمالاً کربونیفر را در بر می گیرد.
3- آهک های بایومیکرایتی پرمین که تبلور مجدد یافته و دولومیتی نیز شده اند بر روی ماسه سنگها و کوارتزیت واحد قبلی تشکیل شده اند که در مجموعه فسیلی آن سن پرمین میانی- فوقانی استنباط گردیده است.
4- دولومیت های ضخیم سازند شتری با میان لایه هایی از آهکهای میکرایتی فسیل دار تعلق به تریاس میانی دارد و از عمده ترین واحدهای سنگی صخره ساز می باشد. که بالاترین ارتفاعات بخش غربی منطقه را به وجود می آورد.
5- بر رو ی سطح فرسایشی و کارستی شده دولومیت های شتری یک افق لاتریتی- بوکسیتی به ضخامت 7.5 تا 10 متر تشکیل گردیده و پس از آن تناوب ماسه سنگ آهکی، شیل ماسه ای و آهک مارنی و آهک ماسه ای تشکیل گردیده که در درون آهکها مجموعه فسیلی متعلق به تریاس بالا (Rhaetian) تعیین گردیده است. افق بوکسیت لاتریتی و مجموعه سنگی روی آن با سازند نای بند مقایسه گردیده است.
6- بر روی سازند نای بند ابتدا ماسه سنگ های آهکی و سپس تناوبی از آهک ماسه ای و ماسه آهکی اواولیتی و ماسه سنگ و کوارتزیت و سپس ماسه سنگ های کوارتزیتی و میکروکنگلومرا و در انتها آهک های ماسه ای، االیتی آغاز می گردد که در انتها به یک افق آهک پیزولیتی ختم می گردد. این مجموعه به لیاس پایین تا دوگر تعلق دارد. آهک پیزولیتی انتهایی با آهک بادامو مقایسه گردیده و واحدهای زیر آن با سازند شمشک مقایسه شده است.
7- بر روی آهک بادامو تناوبی از ماسه سنگ و شیل های سیاه رنگ با میان لایه هائی از آهک های ماسه ای تشکیل گردیده که سن آن دوگر بوده و با سازند هجدک مقایسه گردیده است.
8- مارنها، مارنهای ژیپس دار قرمز، ماسه سنگهای قرمز و آهک های ماسه ای سازند بیدو بر روی سازند هجدک تشکیل شده اند.
9- آهک سنومانین زیرین روی تشکیلات بیدو تشکیل گردیده است.
10- کنگلومراها و رسوبات آبرفتی (دشت ها و پادگانه ها) از فرسایش مجموعه های سنگی فوق الذکر در دوران چهارم به وجود آمده است.
از نظر ساختاری منطقه مورد مطالعه جزئی از یک ناودیس مرکب بزرگتری می باشد که در لبه غربی آن یک زون روراندگی یا ساختاری فلسی Imbricate Structure در آن به وجود آمده باعث تکرار ساختاری مجموعه های سنگی گردیده است. افق بوکسیتی- لاتریتی در این حوادث از جندین نقطه بریده و تکرار گردیده است.
افق لاتریتی به احتمال قوی در اصل نوعی بازالت بوده که تحت تأثیر دگرسانی سطحی قرار گرفته است. مطالعات کانی شناختی سنگ شناختی و شیمیایی مختصری که صورت گرفته نشان داده است که این ماده معدنی از کیفیت خوبی برخوردار نمی باشد.
در خاتمه برنامه های نیمه تفصیلی آمده که در آن تأکید بر انجام مطالعات کانی شناختی ژئوشیمیائی و سنگ شناختی دقیق شده و انجام هر گونه حفاری عمیق یا تهیه نقشه های زمین شناسی را قبل از اعلام نتایج آن مطالعات مردود شمرده ایم.