نويسنده : عليمحمدى،معصومه؛ بهنيا، پوران؛ خاکزاد، احمد؛قربانى، محمدعلى
مرجع : فصلنامه علمي-پژوهشي علوم زمين شماره 70، صفحه154
سال انتشار : 1387
چکيده :
ناحيه طلادار هيرد در حاشيه شمال خاورى پهنه لوت و در مجاورت زميندرز سيستان (Sistan suture zone) يا زون فليش خاور ايران واقع شده است. بخشى از تودههاى نفوذى موجود در اين منطقه با سن پس از ائوسن در واحدهاى آتشفشانى(ولکانيکى) و آذرآوارى(پيروکلاستيکى) ائوسن نفوذ کرده و سبب دگرسانى و کانهزايى طلا، مس، سرب و روى شدهاند. براى تشخيص کانىهاى دگرسان همراه با کانهزايى طلا در محدوده هيرد، از دادههاى سنجنده ASTER استفاده شده است. اين سنجنده داراى 3 باند مرئى و مادون قرمز نزديک(VNIR) ، 6 باند مادون قرمزکوتاه (SWIR) و 5 باند مادون قرمز حرارتى (TIR) است. جذب در محدوده طول موج 2/2 ميکرومتر (معادل باند 6 ASTER)، با حضور کانىهاى رسى(ايليت، کائولينيت) و سريسيت مطابقت داردکه علت وقوع جذب در اين محدوده، وجود عامل آنيونى Al-OH است. کانىهاى داراى عامل آنيونى Mg-OH و کربناتها در طول موج 3/2 ميکرومتر (معادل باند 8 ASTER) جذب مشخصى نشان مىدهند. بنابراين با استفاده از باند 8 مىتوان کانىهاى کلريت، اپيدوت و کلسيت را تشخيص داد.
در اين تحقيق، از روشهاى مختلف پردازش تصوير (ترکيب باندى، تبديلات نسبت باندى و روشBinary Encoding ) براى شناسايى و تفکيک کانىهاى دگرسانى مرتبط با کانىزايى طلا استفاده شد و روش Binary Encoding به عنوان يک روش موفق براى تفکيک دقيقتر کانىهاى دگرسان تشخيص داده شد.
به کمک تحليل باندهاى مادون قرمز حرارتى نيز مىتوان اطلاعات سنگشناسى مفيدى بهدست آورد؛ زيرا شناسايى سنگهاى سيليسى در محدوده VNIR+SWIR امکانپذير نمىباشد که علت اين امر، عدم وجود اشکال جذبى مشخص براى کوارتز در اين محدوده طول موجى مىباشد. در اين مطالعه براى شناسايى بخشهاى سيليسى همراه با کانهزايى طلا، از محدوده TIR سنجنده ASTER و از نسبت باندى Qi= (b11*b11)/(b10*b12) استفاده شده است. مقايسه نتايج حاصل از اين پردازشها با نتايج به دست آمده از مطالعه مقاطع نازک و پراش پرتو اشعه ايکس (XRD) مربوط به نمونهها نشان داد که دادههاى ASTER قابليت خوبى در شناسايى مناطق دگرسان دارند.
نمايهها :
طلا