نويسنده : بهداني، انسيه؛به راهنمايي:مهدي نجفي؛ استاد مشاور: سيد رضا موسوي حرمي
مرجع : پايان نامه(كارشناسي ارشد)_ دانشگاه فردوسی مشهد، دانشكده علوم، گروه زمين شناسي
سال انتشار : 1383
چکيده :
بررسى هاى چينه سنگى رسوبات فليشى كرتاسه فوقانى و واحدهاي سنگى همراه آن در برش هاى مناطق چهكند، فنود و قصيبه كه بخشى از حوضه فليشى شرق ايران، واقع در جنوب شهرستان بيرجند مى باشند و به ترتيب 301،220و5/274متر ضخامت دارند، نشان مى دهد كه تمامى تقسيمات معرفى شده توسط اوهانيان و همكاران (1978) براى رسوبات فليشى منطقه، در نقشه 1:100000بيرجند، كه شامل تقسيمات Kshcu,Kphu,Kshsu,Ksspu,Ksuu مي باشد، در برش هاي مطالعه شده حضور ندارند. به گونه اي كه در برش چهكند 3 قسمت، Kshcu, Ksuu,Kshsu و در برش فنود نيز 3 قسمت، Kshcu,Kphu,Kshsu ، تشخيص داده شده است. لازم به ذكر است كه در برش قصيبه تنها يك قسمت يعنى قسمت Ksspu توسط اوهانيان و همكاران (1978)در نظر گرفته ?تقسيمات Kshcu,Kphu,Kshsu,Ksspu,Ksuu مي باشد، در برش هاي مطالعه شده حضور ندارند. به گونه اي كه در برش چهكند 3 قسمت، Kshcu, Ksuu,Kshsu و در برش فنود نيز 3 قسمت، Kshcu,Kphu,Kshsu ، تشخيص داده شده است. لازم به ذكر است كه در برش قصيبه تنها يك قسمت يعنى قسمت Ksspu توسط اوهانيان و همكاران (1978)در نظر گرفته شده است، در صورتى كه در اين تحقيق با انجام مطالعات صحرايى و آزمايشگاهى بر روي سنگهاى اين برش و مقايسه آن با تقسيمات اوهانيان و همكاران (1978) ، به جاي قسمت Ksspu ، قسمت Kshcu ، پيشنهاد مى گردد. از طرف ديگر به دليل به هم ريختگى و تكتونيك ?حادث در منطقه، اكثر واحدهاى سنكى اعم از رسوبى، آذرين و دگركونى با مرزهاي گسله قابل مشاهده اند. سنگهاي رسوبى موجود عمدتا از ماسه سنگ، شيل، سيلتستون و چرت هاى راديولردار تشكيل شده اند. سنگهاى آذرين شامل سنگهاى اولترامافيك مانند پريدوتيت ها و مافيك نظير اسپيليت با ساخت بالشى يا اسپيليت هاى دگرگون شده مى باشند. از جمله سنگهاي دگرسان شده وابسته به پريدوتيت ها نيز مى توان به سرپانتينيت ها و اولترامافيك ليستونيتى شده اشاره نمود. سنگهاى دگرگونى مورد مطالعه، عمدتا از دگرگونى ضعيف واحدهاى رسوبى مجموعه فليشى به وجود آمده اند و شامل اسليت و فيليت مى باشند.
در اين تحقيق به منظور مطالعه بيواستراتيگرافى راديولرهاى موجود در راس سكانس افيوليتى جنوب بيرجند و ارائه يك سن دقيق براي اين مجموعه و رسوبات فليشى روي آن، چرتهاى راديولردار قرمز رنگ واقع در مرز تحتانى برش فنود كه حاوى فسيل راديولر مى باشد، برداشت و مورد مطالعه قرار گرفته اند. با مطالعات زيست چينه اي انجام شده بر اي راديولرها ى موجود در چرتهاى راديولردار، دو تجمع راديو لرى تشخيص داده شده است. سن تجمع I بارمين بالايى- آپسين زيرين است و سن تجمع جانورى II آلبين- سنومانين مى باشد. با توجه به اينكه هيچگونه فسيلى قديميتر از بارمين بالايى- آپسين زيرين از منطقه گزارش نشده است، لذا سن اولين بازشدگى دو بلوك لوت و افغان كه رسوبات مورد نظر در محل كافت بين آنها ته نشين شده اند، بارمين بالايى- آپسين زيرين است. از طرفى با توجه به اينكه جوانترين فسيل يافت شده متعلق به آلبين- سنومانين مى باشد، لذا سن جايگزينى افيوليت ها نيز حداقل بعد از سنومانين پيشنهاد مى گردد و در نتيجه سن فليش هاي واقع بر روي مجموعه افيوليتى نيز اواخر كرتاسه فوقانى و جوانتر ازسنومانين- تورونين مى باشد. همچنين به همراه تجمع جانورى 14 تعداد معدودي فسيل فرامينيفرا شناسايى شده است كه مجموعا گوياي سن سنومانين مى باشند. با توجه به شواهد موجود و مطالعات انجام شده بر روى رسوبات فليشى كرتاسه فوقانى در منطقه جنوب بيرجند كه عمدتا شامل رسوبات سيليسى- آوارى آب عميق از جمله گرى وك ها و ماسه سنگهاي ساب ليتارنايت تا ليتارنايت به همراه نهشته هاى پلاژيك قرمز رنگ و نيز تداخل هايى از سنگهاى اولترامافيك و مافيك مى باشند، به طور كلى مى توان محيط تشكيل رخنمون هاي ملانژى_فليشى فوق را از نوع حوضه هاى قوسى_گودالى دانست كه رخساره فليشى مزبور در محل درازگودال اقيانوسى ته نشين شده است.
نمايهها :
ليتواستراتيگرافي