نويسنده : سهرابی،سیما به راهنمایی: سادات فیض نیا
مرجع : پایان نامه(کارشناسی ارشد)دانشکده علوم زمین،تهران
سال انتشار : 1378
چکيده :
چکیده:
حوضه رسوبی کپه داغ که در شمال شرقی ایران قرار دارد از شمال با فلات توران تماس گسلی داشته و از جنوب به بینالود محدود می شود. طبق نظر بربریان و کینگ (1981) این زون پس از کوهزایی کیمرین پیشین، یعنی هنگامی که تصادم و برخورد بین ایران و توران خاتمه یافت، به صورت حوضه رسوبی در می آید و در آن از ژوراسیک تا میوسن، رسوبات ضخیمی (در حدود 8000 متر) بدون نبود چینه شناسی مهم، ولی با رخساره های متنوع روی هم انباشته شده است. این رسوبات تحت تأثیر فاز کوهزایی آلپ پسین چین خورده اند و طاقدیس و ناودیس های متعددی را با راستای NW-SE ایجاد نموده اند. هدف اصلی از انجام این تحقیق بررسی محیط رسوبی سازند تیرگان در بخش مرکزی حوضه رسوبی کپه داغ می باشد. مقطع تیپ سازند تیرگان با سن نئوکومین- آپسین، در 40 کیلومتری جنوب شرق شهر درگز حدود 780 متر ضخامت دارد. ضخامت این سازند در مناطق مختلف بسیار متغیر است به طوری که ضخامت آن در گردنه مزدوران در بخش شرقی حوضه به حدود 40 متر می رسد. این سازند با تغییر رخساره سریع و به صورت هم شیب با سازندهای زیرین و فوقانی خود (شوریجه و سرچشمه) قرار دارد.
در بخشهایی از حوضه رسوبی کپه داغ سازند تیرگان به عنوان سنگ مخزن ذخایر گازی شمال ایران معرفی شده است، همچنین سازندهای مزدوران و تیرگان، سازندهای کارستی حوضه کپه داغ محسوب شده و از نظر منابع آب مفید می باشند.
در این تحقیق سازند تیرگان در دو منطقه رادکان و دادانلو (ضخامتهای 257 و 378 متر) به طور دقیق مطالعه شده است. از دو مقطع انتخابی 150 نمونه سخت و 10 نمونه سست با فاصله متوسط 4- 3.5 متر برداشت شده و از نمونه های سخت مقطع نازک در جهت عمود بر لایه بندی تهیه شده است. مطالعه و بررسی های دقیق پتروگرافی منجر به تشخیص 13 میکروفاسیس گردید که عبارتند از:
1- کلسی مادستون؛ 2- وکستون بیوکلاستی؛ 3- پکستون بیوکلاستی؛ 4- پکستون انکولیتی؛ 5- گرینستون اوولیتی؛ 6- پکستون اوولیتی؛ 7- گرینستون مخلوط؛ 8- پکستون مخلوط؛ 9- گرینستون پلوتوئیدی ماسه ای؛ 10- پکستون آگرگاتی؛ 11- گرینستون آگرگاتی؛ 12- ماسه سنگ و 13- مارن.
میکروفاسیس های 1 و 2 و 3 بسته به فسیل های آنها و موقعیت قرار گیری آنها متعلق به دریای باز و لاگون می باشند و در کمربند رخساره ای 2 و 7 ویلسون (1975) قرار می گیرد و میکروفاسیس 4 متعلق به کمربند رخساره ای 6 ویلسون می باشد که حد واسط سد اوولیتی و محیط دریایی باز می باشد. میکروفاسیس های 5 و 6 متعلق به کمربند رخساره ای 6 ویلسون می باشد که محیط سد و ساحل دریا را نشان می دهند. میکروفاسیس های 7 و 8 متعلق به کمربند رخساره ای 7 و 8 ویلسون می باشد که با توجه به موقعیت آن در ستون عمودی میکروفاسیس ها می توان آنها را مجزا ساخت.
میکروفاسیس های 8 و 9 تنها در مقطع رادکان تشکیل شده که در کمربند رخساره ای 8 ویلسون قرار می گیرد.
میکروفاسیس های شماره 10 و 11 تنها در مقطع دادانلو دیده می شود که متعلق به کمربند رخساره ای 8 ویلسون می باشد و محیط فلات قاره محصور را نشان می دهد. به طور کلی رسوبگذاری سازند تیرگان در محیط های بالای حد جزر و بین جزر و مد و زیر حد مد صورت گرفته است و با گذشت زمان به تدریج حوضه عمیق تر شده است تا اینکه رسوبات مارنی و شیلی سازند سرچشمه بر روی سازند تیرگان به صورت هم شیب گذاشته شده است که این تغییر رخساره، محیط دریای باز را نشان می دهد. مدل افقی رسوبگذاری سازند تیرگان بر این اساس رسم شده است.
اشکال، فرایندها و محیط های مهم دیاژنز در سازند تیرگان به شرح زیر می باشد:
فرایند میکریتی شدن، آشفتگی زیستی، ساخت ژئوپتال، سیمان فیبری هم ضخامت و دولومیتی شدن اولیه در محیط های فریاتیک دریایی شناسایی شده است. تراکم اولیه و شست و شوی پوسته های آراگونیتی در محیط فریاتیک آب شیرین تحت اشباع صورت گرفته است. پر شدن حفرات و شکستگیها توسط سیمان اسپاریتی، تشکیل سیمان هم رشدی Syntaxial، سیمان دروزی، سیمان پویکیلوتوپیک و نئومورفیسم در محیط فریاتیک آب شیرین اشباع فعال اتفاق افتاده است. در محیط وادوز آب شیرین، تشکیل سیمان ثقلی و هلالی و سیلت منطقه وادوز (پلتی) دیده می شود. تراکم نهایی و استیلولیتی شدن، دولومیتی شدن مراحل نهایی، تشکیل کانیهای در جازا، پر شدن شکستگیها در مراحل نهایی در محیط های تدفینی اتفاق افتاده است.
برای بررسی دقیق تر اشکال دیاژنز چند مقطع نازک برای کاتدولومینسانس و میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفتند که مطالعه آنها توسط کاتدولومینسانس منجر به شناسایی چند مرحله ای بودن سیمانی شدن شد و مطالعه میکروسکوپ الکترونی منجر به اثبات سیمان فیبری دریای گردید.
برای شناسایی دقیق مکانیسم و فرایندهای مؤثر در ایجاد دولومیتهای موجود، نیاز به مطالعات ایزوتوپی و آنالیزهای الکتروپروپ و SEM و کاتدولومینسانس دارد لیکن بر پایه شواهد پتروگرافی و رنگ آمیزی توسط آلیزارین قرمز S و فروسیانور پتاسیم می توان نتیجه گرفت که دولومیتی شدن در این سازند در نواحی بین جزر و مد و منطقه لاگون و نیز منطقه سد، در نتیجه مکانیسم جریان برگشتی و نیز دولومیتی شدن در مراحل تدفینی دیاژنز می باشد.
نمايهها :
میکروفاسیس