مقالات

عبارت:
گرایش:

لطفا صبر کنید

پیش در آمدی بر آرایش تنش های دیرینه در گستره کپه داغ پس از تریاس

گرایش: زمین شناسی ساختمانی و زمین ساخت
نویسنده: پیمان نواب پور، قاسم حیدرزاده، آبرادات مافی، محمدرضا شیخ الاسلامی، نگار حقی پور
منبع: فصلنامه علمی - پژوهشی علوم زمین، شماره 59
سال انتشار: 1385
چکیده
کمربند کوهستانی کپه داغ در شمال خاور ایران دربردارنده توالی سنگهای رسوبی چین خورده ژوراسیک تا پلیوسن است که برروی پی سنگ دگرشکل شده ای از سنگهای رسوبی و آذرآواری تریاس و قدیم تر قرار گرفته اند. برای دست یابی به بخشی از تاریخ گذشته زمین ساختی و آرایش تنشهای دگرشکل کننده این کمربند عناصر ساختاری شکننده برداشت شده اند و نمودارهای آماری اشمیت و دو وجهی راست (right dihedra) مورد ارزیابی قرارگرفته اند. از سطوح ناپیوستگی رسوبی نیز برای سن یابی رویدادها استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که حوضه رسوبی کپه داغ در زمان ژوراسیک پیشین تا میانی در یک رژیم زمین ساخت کششی با راستای شمال باختری شروع به شکل گیری کرده است. هرچند آثاری از یک رژیم فشارشی با راستایی مشابه همزمان با فاز کیمرین پسین (ژوراسیک پسین- کرتاسه پیشین) در این گستره دیده شده است ولی به نظر می رسد در زمان پالئوسن، تنشی فشارشی با راستای شمال خاوری و همزمان با فاز لارامید مسبب چین خوردگی لایه های کرتاسه بوده است. این تنش، پس از آن به راستایی شمالی- جنوبی تغییر آرایش و ساختارهای راستالغز کنونی را در زمانی پس از میوسن به وجود آورده است.
کلمات کلیدی
ایران، تنش دیرینه، دگر شکلی قاره ای، ساختارهای شکننده، کپه داغ
Abstract
Keywords

مرجانهای ژیوسین بالایی- فرازنین سازند بهرام، جنوب ازبک کوه

گرایش: چینه شناسی و فسیل شناسی
نویسنده: دکترکاوه خاکسار، رفعت بهاری، دکتر علیرضا عاشوری
منبع: فصلنامه علمی - پژوهشی علوم زمین، شماره 59
سال انتشار: 1385
چکیده
مرجانهای رگوزا در ناحیه چشمه شیر جنوب ازبک کوه مورد مطالعه قرار گرفتند. در ستون چینه شناسی مورد مطالعه 18 گونه متعلق به 10 جنس رگوزای دونین شناسایی شدند. جنسهای مزبور عبارتند از: Sinodisphyllum, Spinophyllum, Glossophyllum, Acantophyllum, Temnophyllum, Cystihexagonaria, Marisastrum, Hexagonaria, Ceratophyllum, Pseudozaphrentis, که سنی معادل ژیویسین پسین تا فرازنین را نشان می دهند. با توجه به ساختمان مرجانها دو مجموعه مرجان تشخیص داده شد. مجموعه اول از مرجانهای کلنی تشکیل شده و به محیطهای ریفی تعلق دارد. مجموعه دوم از مرجانهای انفرادی با دیس اپیمنت تشکیل شده که در محیط کم ژرفای سکوی باز می زیسته است.
کلمات کلیدی
مرجانهای رگوزا، دونین میانی- بالایی، مجموعه مرجانها، سازند بهرام، چشمه شیر، ازبک کوه
Abstract
Keywords

مطالعه ژئوشیمیایی عناصر خاکی کمیاب (REE)در کانسار بوکسیت جاجرم (شمال خاوری ایران)

گرایش: زمین شناسی اقتصادی
نویسنده: دکتر داریوش اسماعیلی، امیر اثنی عشری، دکتر حسین رحیم پور بناب، دکتر عباس امینی فضل
منبع: فصلنامه علمی - پژوهشی علوم زمین، شماره 62
سال انتشار: 1385
چکیده
کانسار بوکسیت جاجرم (شمال خاوری ایران) بزرگ ترین کانسار بوکسیت ایران است که به صورت چینه سان بین دو سازند الیکا و شمشک قرار گرفته است. این کانسار از پایین به بالا از چهار بخش کائولینیت پایینی، بوکسیت شیلی، بوکسیت سخت و کائولینیت بالایی تشکیل شده است. عناصر خاکی کمیاب (REE) بخش بوکسیت سخت و شیلی این کانسار با استفاده از نتایج 22 تجزیة شیمیایی مورد بررسی قرار گرفته است. همبستگی بین عناصر خاکی کمیاب با سایر عناصر در این کانسار نشان می دهد که کانیهای رسی و همچنین کانیهایی مانند Xenotime, Rhabdophane, Monazite, Florencite, Churchite, Anatase, Loparite Euxenite, میزبانان احتمالی این عناصر در بوکسیت سخت هستند. در بوکسیت جاجرم مقدار عناصر خاکی کمیاب به سمت فرودیواره کربناتی افزایش می یابد و از این لحاظ، این بوکسیت شبیه بوکسیتهای کارستی است. افزایش تمرکز عناصر خاکی کمیاب در بخش زیرین نیمرخ برای تمامی عناصر خاکی کمیاب یکسان نیست و باتوجه به مقدار پتانسیل یونی و همچنین همراهی آنها با کانیهای مختلف، میزان تمرکز هر یک از آنها نیز متغیر است به طوری که با افزایش پتانسیل یونی این عناصر، مقدار تمرکز آنها در بخش زیرین نهشته کاهش می یابد. عناصر HREE به دلیل همراهی با کانیهایی مانند کانیهای رسی و زیرکن به مقدار مساوی از بخش بوکسیت سخت شسته شده و در بخش بوکسیت شیلی متمرکز شده اند. همچنین دو عنصر Ce و Eu به دلیل این که هر یک از آنها با دو ظرفیت متفاوت وارد ساختار کانیها می شوند بنابراین از نظر مقدار تمرکز در بخش زیرین نهشته و همچنین در نمودارهای بهنجار شدة کندریتی رفتار متفاوتی را نسبت به روند تغییرات سایر عناصر خاکی کمیاب از خود نشان می دهند مقدار این تغییرات برای عنصر Ce مشخص تر است به گونه ای که این عنصر نسبت به دیگر عناصر LREE به مقدار بیشتری در بوکسیت سخت متمرکز شده و در نمودارهای بهنجار شدة کندریتی دارای بی هنجاری مثبت می باشد در حالی که در بخش بوکسیت شیلی بی هنجاری منفی داشته و نسبت به دیگر عناصر LREE به مقدار کمتری در این بخش متمرکز شده است. تغییرات عنصر Eu نیز نسبت به Ce کمتر بوده و به بی هنجاری نسبتاً منفی در بخش بوکسیت سخت خلاصه می شود.
کلمات کلیدی
بوکسیت، جاجرم، ژئوشیمی، عناصر خاکی کمیاب، کانیهای میزبان
Abstract
Keywords

سنگ نگاری، ژئوشیمی، منشأ و جایگاه زمین ساختی توده گرانیتوییدی بی بی مریم (افضل آباد- نهبندان)

گرایش: سنگ شناسی و پترولوژی
نویسنده: سید سعید محمدی، منصور وثوقی عابدینی، محمد پورمعافی، محمدهاشم امامی، محمدمهدی خطیب
منبع: فصلنامه علمی - پژوهشی علوم زمین، شماره 63
سال انتشار: 1386
چکیده
توده گرانیتوییدی بی بی مریم با وسعت حدود 5 کیلومترمربع درون نوار افیولیت ملانژ خاور ایران، در پهنه ساختاری سیستان واقع شده، این توده نفوذی از تونالیت- کوارتزدیوریت وگرانودیوریت تشکیل شده است. کانیهای مافیک شامل هورنبلند و بیوتیت در کوارتزدیوریت- تونالیت هستند. وجود آنکلاوهای میکرودیوریتی درتونالیتها و نبود آن درگرانودیوریت از ویژگیهای توده مورد مطالعه است. بافتهای پرتیتی و گرانوفیری در گرانودیوریتها به ترتیب بیانگر کم بودن فشار بخار آب و سرد شدن به نسبت سریع در ژرفای کم است. بررسی ژئوشیمیایی سنگهای مورد مطالعه نشان دهنده ویژگی کلسیمی- قلیایی و متاآلومین تا پرآلومین است. بررسی عناصر کمیاب در نمودارهای عنکبوتی بیانگر کاهش Nbو تمرکز بالای عناصر K، Rb، Ba و Thاست که می تواند نشان دهنده آغشتگی ماگمای اولیه حاصل از ذوب بخشی گوشته با مواد پوسته ای باشد. با وجود اینکه توده نفوذی بی بی مریم سنگهای اولترامافیک را قطع نموده است، ویژگیهای سنگ نگاری و ژئوشیمیایی پلاژیوگرانیتهای اقیانوسی را نداشته و بیشتر ویژگیهای آن با گرانیتوییدهای نوع Iقابل مقایسه است. از نظر جایگاه زمین ساختی در رده گرانیتوییدهای کوهزایی و در گروه VAGقرار می گیرد.
کلمات کلیدی
ایران،گرانیتویید، نهبندان، کلسیمی - قلیایی، متاآلومین- پرآلومین، VAG
Abstract
Keywords

مطالعه روزن داران پلاژیک و زیست زون بندی سازند آب دراز

گرایش: چینه شناسی و فسیل شناسی
نویسنده: لیدابخشنده، سیدعلی آقانباتی، فریده کشانی، طیبه محتاط
منبع: فصلنامه علمی - پژوهشی علوم زمین، شماره 64
سال انتشار: 1386
چکیده
به منظور بازنگری سازند آب دراز در حوضه کپه داغ، مقطع تیپ این سازند مورد مطالعه چینه شناسی قرار گرفته است. سنگ شناسی عمده این سازند، از شیل خاکستری مایل به آبی تشکیل شده و ستبرای آن 86/286 متر اندازه گیری شده است. این سازند دارای امتداد N45W و شیب 80SW می باشد و مرز زیرین آن با سازند آیتامیر، همراه با ناپیوستگی و مرز بالایی آن با سازند آب تلخ به صورت هم شیب و پیوسته است. در این مطالعات 58 گونه روزن داران پلانکتون از26 جنس شناسایی و معرفی شده است. براساس روزن داران پلانکتون شناسایی شده، سن سازند آب دراز تورونین پیشین- کامپانین پیشین تعیین شده است. فسیل روزن داران پلانکتون در این سازند بسیار بیشتر از روزن داران کف زی یافت می شود که این خود نشانگر محیط دریایی ژرف و شیب قاره است. مطالعه روزن داران سازند آب دراز حاکی از وجود 7 زیست زون در برش مزدوران (کپه داغ) است که سن تورونین پیشین- کامپانین پیشین را برای این سازند نشان می دهند.
کلمات کلیدی
سازند آب دراز، ایران مرکزی، کپه داغ، تورونین پیشین، کامپانین پیشین، زیست زون
Abstract
Keywords

تفسیر محیط رسوبی سازند کشف رود (باژوسین بالایی- باتونین زیرین)، بر مبنای ایکنوفسیلها در شمال خاور ایران

گرایش: رسوب شناسی و سنگ شناسی رسوبی
نویسنده: مهدی رضا پورسلطانی، رضا موسوی حرمی و یعقوب لاسمی
منبع: فصلنامه علمی - پژوهشی علوم زمین، شماره ۶۵
سال انتشار: 1386
چکیده
حوضه رسوبی کپه داغ، پس از بسته شدن اقیانوس دیرینه تتیس، در اقیانوس نوتتیس، در جنوب صفحه توران تشکیل شد. در این حوضه، توالی رسوبی ستبری از ژوراسیک تا میوسن بدون هیچ گونه وقفه رسوبی مهم نهشته شده است. سازند سیلیسی- آواری کشف رود با سن ژوراسیک میانی، حدود 2 کیلومتر ستبرا دارد و به طور ناپیوسته بر روی سنگهای رسوبی تریاس و سنگهای اولترابازی نهشته شده و از رخساره های رودخانه ای- دلتایی و توربیدیتی، شامل ماسه سنگ، شیل و کنگلومرا، تشکیل شده است. این لایه ها حاوی ایکنوفسیلهای زیادی مربوط به محیطهای مختلف هستند. در رخساره های ماسه سنگی و شیلی این سازند، ایکنوفسیلهای متعددی همانند: Skolithos, Palaeophycus tabularizes,Belerhaphe, Thalassinoides suevicus, Psilonichnus , Planololites beverleyensis, Rhizocoralium jenese, Scolicia, Conichnus, Lophactenium, Palaeophycus striatus,Taenidium شناسایی شده است، که بر اساس این آثار فسیلی و رخساره های در برگیرنده آنها، می توان محیط ته نشینی سازند کشف رود را محیط رودخانه ای - دلتایی تا نسبتاً ژرف(شرایط آشفته(توربیدیتی)) تفسیر کرد. این اطلاعات می تواند در تفسیر تاریخچه جغرافیای دیرینه و زمین ساختی منطقه (در ژوراسیک میانی) کمک کند.
کلمات کلیدی
ایکنوفسیل، حوضه رسوبی کپه داغ، سازند کشف رود، دیرینه تتیس، نوتتیس، رسوبات آشفته(توربیدیتی)، رسوبات دلتایی
Abstract
Keywords

نگرشی نوین بر سازند نیزار بر اساس یافته های جدید فسیلی

گرایش: چینه شناسی و فسیل شناسی
نویسنده: محمد وحیدی نیا، عباس صادقی، احمد شمیرانی، علی اصغر آریایی، محمد حسین آدابی
منبع: فصلنامه علمی - پژوهشی علوم زمین، شماره ۶۵
سال انتشار: 1386
چکیده
حوضه کپه داغ همزمان و پس از برخورد صفحه توران به صفحه ایران پیش از کارنین پسین (در حدود 225 میلیون سال پیش) تشکیل شده است. این حوضه در شمال خاور ایران و در راستای WNW تا ESE قرار گرفته است. سازند نیزار در خاور و شمال خاور این حوضه گسترش یافته و از مجموعه ای از سنگهای سیلیسی- آواری، شیلهای ماسه ای همراه با لایه هایی از سنگ آهکهای ماسه ای تشکیل شده است.به منظور شناخت دقیق چینه شناسی، میکروفسیلها، ریز رخساره ها و محیط رسوبی سازند نیزار، سه برش چینه شناسی انتخاب، اندازه گیری و به دقت از آنها نمونه برداری شده است. این برشهای چینه شناسی از خاور به باختر عبارتند از 1) برش تنگ نیزار 2) برش تنگ چهچهه 3) برش جلیل آباد- کلات نادری.در مطالعات پیشین، مرز زیرین و بالایی سازند نیزار با سازندهای آب تلخ و کلات به ترتیب به صورت هم شیب و انتقالی گزارش شده است (افشار حرب،1373). اما بر اساس تحقیقات جدید، مرز زیرین سازند نیزار با سازند آب تلخ در برشهای 1 و2 به صورت ناپیوستگی فرسایشی و در برش شماره 3 به صورت هم شیب و انتقالی است. مرز بالایی سازند نیزار با سازند کلات در هر سه برش مذکور به صورت یک ناپیوستگی فرسایشی همراه با یک لایه دیرینه خاک Paleosoil)) در بین آن دو است.بر اساس مطالعات سنگ شناسی و ریز دیرینه شناسی، دو نوع رخساره سیلیسی- آواری و کربناتی تعیین شده است. با بررسی این ریز رخساره ها به نظر می رسد که بخشهای سیلیسی- آواری (ماسه سنگ و شیل) سازند نیزار در یک محیط جزایر سدی- لاگونی و قسمتهای آهکی آن در یک سکوی کربناتی کم ژرفا (از نوع رمپ) بر جای گذاشته شده اند.در بیشتر گزارشها و مقالات منتشر شده، سازند نیزار به عنوان یک سازند کم فسیل گزارش شده که هیچ گونه فسیل شاخصی نداشته و تنها بر اساس جایگاه چینه شناسی سن آن را تعیین می کردند، اما با بررسیهای به عمل آمده در این تحقیق، برای نخستین بار علاوه بر شناسایی41 جنس و30 گونه، فسیلهای شاخصی مانند: Orbitoides tissoti, Siderolites calcitrapoides,Abathomphalus mayaroensis,Pseudosiderolites vidali,Lepidorbitoides sp., Orbitoides apiculata شناسایی شده که همگی گویای سن ماستریشتین و بویژه ماستریشتین پسین هستند.
کلمات کلیدی
کپه داغ، ماستریشتین، سازند نیزار، دیرینه خاک، رمپ کربناتی، گلوبوترونکانیدا، کف زی، پلانکتون
Abstract
Keywords

ژئوشیمی و کانی شناسی زون های اسکارنی و سنگ شناسی سنگ منشأ کانسار آهن سنگان خراسان رضوی

گرایش: زمین شناسی اقتصادی
نویسنده: محمد حسن کریم­پور و آزاده ملک­ زاده شفارودی
منبع: فصلنامه علمی - پژوهشی علوم زمین، شماره ۶۵
سال انتشار: 1386
چکیده
کانسار آهن سنگان خواف در حدود 300 کیلومتری جنوب خاوری مشهد واقع است. این معدن به دلیل عیار بالای آهن، پایین بودن میزان فسفر و ذخیره زیاد، از مهم ترین ذخایر آهن ایران است. کانی­سازی از نوع اسکارن مگنتیتی است. این ذخیره در تقسیم­بندی جدید نیز جزو ذخایر مگنتیت (اکسید آهن) قرار گرفته است. براساس رخنمون سطحی، اسکارن در بخش باختری از نوع همبری با ترکیب کلسیمی و به سمت خاور به تدریج به نوع حاشیه­ای و با ترکیب منیزیمی تبدیل می­شود. کانی­شناختی زونهای اسکارنی بخش باختری (توده مگنتیت A') شامل آندرادیت، آمفیبول دما بالا، مگنتیت و کلسیت است. توده­های مگنتیت بخش C, B, A-جنوبی حاوی ریپدولیت، فرواکتینولیت، سیدریت و مقدار اندکی پیریت است. توده­های مگنتیت محدوده­های -C شمالی و باغک حاوی مگنتیت غنی از منیزیم، فلوگوپیت، کلینوکلر، فورستریت، دولومیت، تالک، پیریت ± پیروتیت ± کلکوپیریت ± آرسنوپیریت است. بیشترین مقدار سولفید در این دو منطقه یافت می­شود. سنگ منشأ شناسایی شده در این تحقیق (در منطقه A') از نوع اولتراپتاسیک با K2O بیش از 9 درصد است. گرانیت سرنوسر که تاکنون به عنوان سنگ منشأ مطرح بوده، K2O کمتر از 5 درصد دارد، لذا با شناسایی سنگ منشأ نوع اولتراپتاسیک، گرانیت سرنوسر نمی­تواند سنگ منشأ باشد. میزان K2O در گرانیت سرنوسر نزدیک به زونهای اسکارنی افزایش می­یابد که حاصل دگرسانی است. محلول کانه­دار که از مرز گرانیت سرنوسر و سنگ آهک جابه جا می­شده است، ضمن تشکیل اسکارن باعث دگرسانی گرانیت سرنوسر نیز شده است. براساس مطالعات میکروسکوپی و محاسبه نورم، سنگ منشأ آهن در حد کوارتز هورنبلند سینیت پورفیری و کوارتز بیوتیت هورنبلند سینیت قلیایی پورفیری و سنگهای جوان تر در حد بیوتیت گرانیت، بیوتیت هورنبلند کوارتزمونزونیت پورفیری و کوارتز سینیت پورفیری هستند. پتاسیم در منطقه سنگان، نوع کانی­سازی اسکارن را کنترل کرده است. در اسکارن همبری (توده A') آمفیبول غنی از پتاسیم، کلر و فلوئور و در اسکارن حاشیه­ای (توده C و باغک) فلوگوپیت (حاوی پتاسیم و فلوئور) تشکیل شده است. مقایسه برخی عناصر جزئی سنگ منشأ سنگان و گرانیت سرنوسر نشان می­دهد که مقدار Rb، Zn، Zr و Nb در سنگ منشأ بالاتر و عناصر Sr و Cu در سنگهای منشأ پایین­تر از سرنوسر است. مقایسه عناصر فرعی سنگهای جوان تر با سنگ منشأ آهن نشان می­دهد که: 1) مقدار Cr، Ni، Zr، Ce، Cu، Sr و La در توده­های جوان تر بیشتر است و 2) مقدار روبیدیم در توده­های جوان تر کمتر از سنگ منشأ آهن است.
کلمات کلیدی
سنگان، اسکارن، سرنوسر، سنگ منشأ، اولتراپتاسیک
Abstract
Keywords

کانه ­زایی بروندمی-آتشفشان زاد چینه­ سان تنگستن (مس-روی) در کانسار چاه ­کلپ، (جنوب بیرجند) و افقهای کانه دار آن

گرایش: زمین شناسی اقتصادی
نویسنده: علی شعله، ابراهیم راستاد و علیرضا باباخانی
منبع: فصلنامه علمی - پژوهشی علوم زمین، شماره ۶۵
سال انتشار: 1386
چکیده
کانسار تنگستن (مس-روی) چاه­کلپ در محدوده بلوک لوت قرار دارد. این بلوک جزیی از سکوی پالئوزوییک ایران مرکزی است، که به شدت تحت تأثیر حرکات کوهزایی کیمرین پسین قرار گرفته است. توالی آتشفشانی- رسوبی تریاس بالایی- ژوراسیک که کانه­زایی چاه­کلپ را در بر دارد، تا حد رخساره شیست سبز- آمفیبولیت پایینی دگرگون­شده است. این توالی، از قدیم به جدید شامل شیست متاپلیتی سیلیسی، توف فلسیک دگرگون­شـده زیرین، آهک دگرگون­ شده با میان ­لایه­هایی از متاچرت (که افق کانه­دار اصلی در قاعده آن تشکیل شده است)، تناوب سنگ­آهک میکریتی و اسپاریتی دگرگون ­شده، توف فلسیک دگرگون­ شده بالایی و ریولیت میلونیتی است. در سنگ­آهک دگرگون­شده، سه رخساره مختلف تشخیص داده شد که کانه­زایی محدود به بخشهای چرتی رخساره سنگ­آهک چرت­دار است. در محدوده کانسار چاه­کلپ، توده نفوذی برونزد نداشته و دو سامانه گسل امتداد لغز، با راستای شمال باختر-جنوب خاور و شمال خاور-جنوب باختر در منطقه دیده می­شود. کانه­زایی در کانسار چاه­کلپ بوضوح چینه­سان بوده و با شکل لایه­ای و عدسی شکل تا دو کیلومتر قابل پی­گیری است. بر اساس مطالعات انجام شده، شش افق کانه­دار در توالی آتشفشانی-رسوبی منطقه معدنی چاه کلپ مشاهده شده است که از قدیم به جدید عبارتند از: افق کانه­دار سولفیدی I با سنگ درونگیر شیست متاپلیتی سیلیسی، افق کانه­دار سولفیدی II با سنگ درونگیر توف فلسیک دگرگون­شده زیرین، افق کانه­دار سولفید-شیلیت III که سنگ درونگیر آن سنگ آهک دگرگون­شده حاوی عدسیها، ریزلایه­ها و نوارهای متاچرتی است که در قاعده آهکها قرار دارد. افق کانه­دار سولفید- شیلیت IV که در بخشهای میانی سنگ­آهک دگرگون ­شده قرار دارد. افق کانه­دار سولفید- شیلیت V که در بالاترین بخش سنگ­آهک دگرگون­شده و در مرز بالایی سنگ آهک دگرگون­شده و توف فلسیک قرار دارد و بالاخره افق کانه­دار سولفیدی VI که در داخل ریولیت میلونیتی قرار می­گیرد. کانه­زایی اقتصادی کانسار چاه­کلپ به ضخامت متغیر چند سانتی­متر تا 6 متر در مرز پایینی سنگ­آهک چرت­دار دگرگون­شده با توف فلسیک دگرگون­شده و در داخل سنگ­آهک دگرگونی رخ داده است. بخشهای چرت­دار دگرگون­شده، که به صورت یک افق کلسیمی-سیلیکاتی، همراه با آهک دگرگون ­شده تشکیل شده، در اثر دگرگونی ناحیه­ای حاوی ترمولیت، اکتینولیت، دیوپسید، هدنبرژیت و گراسولار شده است. بافت ماده معدنی در افقهای کانه­دار به صورت توده­ای، دانه پراکنده، ریزلای، پر کننده فضاهای خالی و برشی بوده و کانی شناسی آن شامل شیلیت، کلکوپیریت، اسفالریت، پیریت، آرسنوپیریت، پیروتیت، کوولیت، بورنیت، کالکوسیت، آزوریت، مالاکیت و اکسید- هیدروکسیدهای آهن است. محیط تشکیل کانسار چاه­کلپ، حوضه کافت درون قاره­ای بوده است که محیط مناسبی را برای فعالیت آتشفشانی زیر دریایی و نهشت مجموعه­های آتشفشانی-رسوبی فراهم نموده است. در کانسار چاه­کلپ، کانه­زایی به صورت دور دست و همزمان با رسوبگذاری بروندمها (Exhalites) رخ داده است. فرایند دیاژنز موجب تبلور و تمرکز کانه­ها گردیده و سپس دگرگونی ناحیه­ای تمرکز بیشتر کانه­ها را موجب گردیده است.
کلمات کلیدی
کانسار تنگستن (مس-روی)، توالی آتشفشانی-رسوبی تریاس بالایی-ژوراسیک، کانه­ زایی بروندمی-آتشفشان­زاد، چینه ­سان، افق های کانه ­دار، چاه ­کلپ، بیرجند
Abstract
Keywords

هم ارزی ردیفهای سنگی و زیستی کامپانین–ماستریشتین در دو حوضه کپه داغ و ایران مرکزی

گرایش: چینه شناسی و فسیل شناسی
نویسنده: لیدابخشنده، سیدعلی آقانباتی و طیبه محتاط
منبع: فصلنامه علمی - پژوهشی علوم زمین، شماره ۶۵
سال انتشار: 1386
چکیده
در این مطالعه سازند آب تلخ (برش مزدوران)که در کپه داغ برونزد دارد مورد مطالعه قرار گرفته است. قاعده مارنی این سازند روی سنگ آهک سازند آب دراز قرار دارد و لایه های بالایی آن به سن ماستریشتین پسین با رسوبات ماسه ای سازند نیزار به صورت تدریجی پوشیده شده است. سازند آب تلخ به دلایل گوناگون، بخصوص ویژگیهای سنگی و زیستی، به خوبی قابل مقایسه با واحد مارنهای اکینید دار ایران مرکزی است. شباهتهای یاد شده سبب شد که این واحدها را در برش مزدوران (کپه داغ) و برش بهارستان (اصفهان) مقایسه کنیم. با مطالعه 100 نمونه از این دو برش، به شباهتهای دیرین شناسی و سنگی زیادی دست یافتیم که شواهد محیطی و دیرینه بوم شناختی این شباهت را تأیید می کند. این دستاورد، می تواند بیانگر پیوند نزدیک دو حوضه کپه داغ و ایران مرکزی باشد. شواهد فسیلی که در این دو برش یافت شده است عبارتند از :Globotruncana ventricosa (White), Globotruncanita elevata (BrotzenGlobotruncana arca (Cushman), Globotruncanita stuartiformis (DalbiezGlobotruncana bulloides Volger, Globotruncana lapparenti Brotzen(Globotruncanita calcarata (Cushman), Globotruncana linneiana (d' Orbigny
کلمات کلیدی
سازند آب تلخ، واحد مارنهای اکینیددار، ایران مرکزی، کپه داغ، کامپانین، ماستریشتین
Abstract
Keywords