خورشید مشرق 25، زمین شناسی و معدن در اخبار جهانی

1405/06/30 تعداد بازدید: 9
print

زمین‌شناسی و معدن در اخبار جهانی
گردآوری: مهدی آزادی

 

تشکیل ائتلاف مواد معدنی حیاتی G7 برای کاهش وابستگی به چین
در اجلاس G7 در ژوئن ۲۰۲۶، رهبران کشورهای عضو بر سر ایجاد یک ائتلاف مواد معدنی حیاتی به توافق رسیدند؛ اقدامی که یکی از مهم‌ترین تحولات سیاست‌گذاری معدنی سال بود. هدف اصلی این ائتلاف، کاهش وابستگی زنجیره‌های تأمین به یک کشور، به‌ویژه چین، در موادی مانند عناصر نادر خاکی، لیتیم و نیکل است.G7 هدف‌گذاری کرده است که تا سال ۲۰۳۰ وابستگی به هر منبع غیرعضو G7 را به کمتر از ۶۰ درصد و در ادامه به ۵۰ درصد کاهش دهد. این توافق شامل هماهنگی ذخایر استراتژیک، سرمایه‌گذاری مشترک، تبادل داده و همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی است. اهمیت این رویداد فراتر از سیاست تجاری است و نشان می‌دهد که امنیت تأمین مواد معدنی به بخشی از سیاست امنیت ملی و صنعتی کشورهای بزرگ تبدیل شده است.

 

تشدید جنگ تجاری آمریکا و چین بر سر عناصر نادر خاکی
در ماه می، مسئله محدودیت‌های صادراتی چین برای عناصر نادر خاکی به یکی از مهم‌ترین موضوعات بازار جهانی معدن تبدیل شد. چین اعلام کرد که کنترل‌های صادراتی این کشور قانونی است، اما در عین حال آمادگی دارد نگرانی‌های معقول آمریکا درباره تأمین عناصر حیاتی را بررسی کند. این موضوع پس از آن اهمیت بیشتری یافت که محدودیت‌های صادراتی چین در تأمین عناصری مانند ایتریم، اسکاندیم و ایندیم برای صنایع دفاعی، الکترونیک و فناوری‌های پیشرفته نگرانی ایجاد کرد. رویدادهای این دوره عملاً نشان دادند که برتری چین فقط در استخراج نیست، بلکه تسلط بر فرآوری و پالایش مواد معدنی مهم‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی این کشور است.

 

سرمایه‌گذاری 5/1 میلیارد دلاری Zijin در معدن مس La Arena پرو
شرکت چینی Zijin Mining در آوریل اعلام کرد قصد دارد حدود 5/1 میلیارد دلار برای توسعه معدن La Arena در پرو سرمایه‌گذاری کند و ظرفیت تولید مس آن را افزایش دهد. این اقدام در شرایطی صورت گرفت که شرکت‌های چینی به‌طور فزاینده‌ای در حال تصاحب یا توسعه دارایی‌های مس در خارج از چین هستند. معدن یادشده از این نظر حائز اهمیت است که به چین امکان می‌دهد ظرفیت تولید مس خود را در پرو، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان مس جهان، افزایش دهد. این سرمایه‌گذاری را می‌توان بخشی از روند گسترده‌تر تأمین بلندمدت ذخایر مس توسط شرکت‌های چینی در خارج از کشور دانست؛ روندی که با توجه به رشد تقاضای مس برای شبکه‌های برق، خودروهای برقی، مراکز داده و صنایع دفاعی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

 

توافق 7/1 میلیارد دلاری اکوادور با CMOC برای توسعه بخش معدن
اکوادور در اواخر آوریل یک توافق معدنی به ارزش حدود 7/1میلیارد دلار با شرکت چینیChina Molybdenum (CMOC) امضا کرد. این توافق در چارچوب تلاش اکوادور برای جذب سرمایه خارجی و گسترش تولید مس و طلا صورت گرفت و اهمیت آن از این جهت است که بخش معدن اکوادور هنوز نسبت به ظرفیت زمین‌شناسی کشور توسعه محدودی دارد. معدن مسMirador و معدن طلایFruta del Norte در زمان وقوع این توافق تنها معادن بزرگ مقیاس فعال کشور بودند. این قرارداد نشان‌دهنده افزایش حضور سرمایه چینی در آمریکای لاتین و رقابت شدید بر سر ذخایر مس و طلا در این منطقه است.

 

حرکت آمریکا و متحدانش به سمت ایجاد زنجیره مستقل مواد معدنی حیاتی
در ژوئن، تلاش آمریکا برای ایجاد یک نظام جدید قیمت‌گذاری و حمایت از تولیدکنندگان مواد معدنی حیاتی به یکی از موضوعات مهم بازار تبدیل شد. دولت آمریکا استدلال می‌کرد که قیمت‌های پایین برخی مواد مانند کبالت، لیتیم و نیکل که تحت تأثیر ظرفیت بالای تولید و فرآوری چین قرار دارند، توسعه پروژه‌های رقیب در کشورهای غربی را دشوار کرده‌اند. با این حال، پیشنهادهای آمریکا برای ایجاد سازوکارهای حمایتی با تردید برخی اعضای G7 مواجه شد. اهمیت این رویداد در این است که سیاست معدنی از مدل سنتی عرضه و تقاضا به سمت یارانه، قیمت تضمینی، ذخایر استراتژیک و مداخلات دولتی در حال حرکت است.


جهش طلا و رکوردهای تاریخی قیمت آن
در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶ روند صعودی بسیار شدید طلا ادامه یافت. در ماه می،Barrick گزارش کرد که میانگین قیمت طلا در سه‌ماهه نخست سال به حدود ۴۶۷۴ دلار به ازای هر اونس رسیده که حدود ۶۳ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل بود. این رشد باعث افزایش شدید سودآوری شرکت‌های بزرگ طلا شد و انگیزه برای توسعه معادن، اکتشاف و بازگشایی ذخایر کم‌عیارتر را افزایش داد. در ژوئن نیز نیوزیلند اعلام کرد که با توجه به قیمت‌های بی‌سابقه طلا، در حال تسریع توسعه اکتشاف و استخراج این فلز است. بنابراین، طلا در ۲۰۲۶ تنها یک دارایی مالی امن نبود، بلکه به یکی از مهم‌ترین محرک‌های سرمایه‌گذاری مجدد در صنعت معدن تبدیل شد.

 

فروش معادن زغال‌سنگ فولادسازی آنگلو امریکن به ارزش ۳.۹ میلیارد دلار
شرکت آنگلو امریکن در ماه مه معادن زغال‌سنگ کک‌شوی خود در استرالیا را با ارزش بالقوه 88/3 میلیارد دلار به شرکت Dhilmar فروخت. این معامله بخشی از برنامه آنگلو امریکن برای فروش دارایی‌های غیرمحوری، کاهش بدهی و تمرکز بیشتر بر مس و سایر مواد معدنی استراتژیک بود. با این معامله، آنگلو امریکن عملاً از بخش زغال‌سنگ فولادسازی استرالیا خارج شد. اهمیت این رویداد در سطح صنعت نشان می‌دهد که شرکت‌های بزرگ معدنی در حال بازآرایی پرتفوی خود به سمت مس، مواد معدنی حیاتی و فلزات مورد نیاز گذار انرژی هستند، حتی اگر این کار مستلزم خروج از دارایی‌های سنتی و سودآور باشد.

 

ریوتینتو لیتیم را سریع‌ترین بخش در حال رشد خود اعلام کرد
در ماه ژوئن، ریوتینتو اعلام کرد انتظار دارد بخش لیتیم آن سریع‌تر از بخش‌های مس و سنگ‌آهن رشد کند و هدف آن افزایش تولید لیتیم به حدود ۲۰۰ هزار تن در سال تا ۲۰۲۸ است. این شرکت پس از خرید Arcadium Lithium حضور خود در بازار لیتیم را به‌طور چشمگیری افزایش داده و توسعه پروژه‌های آرژانتین و کانادا و استفاده از فناوری DLE را در دستور کار دارد. اهمیت این تحول در آن است که حتی یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های سنتی معدن جهان، که غالباً بر سنگ‌آهن، مس و آلومینیم متمرکز بوده، لیتیم را به یکی از محورهای اصلی رشد آینده خود تبدیل کرده است.


حرکت کشورهای تولیدکننده به سمت فرآوری داخلی؛ نمونه برجسته کنگو و مس-کبالت
در اواخر ژوئن، دولت جمهوری دموکراتیک کنگو دستورالعملی را صادر کرد که صادرات کنسانتره‌های مس و کبالت را، به جز در شرایط استثنایی، محدود و عملاً ممنوع می‌کرد. هدف کنگو افزایش سهم کشور از ارزش افزوده مواد معدنی و تشویق فرآوری داخلی است. اهمیت این سیاست بسیار زیاد است، زیرا کنگو بزرگ‌ترین تولیدکننده کبالت جهان و یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان مس است؛ بنابراین هرگونه محدودیت در صادرات کنسانتره می‌تواند بر زنجیره جهانی باتری، خودروهای برقی و مس اثر بگذارد. این رویداد نمونه‌ای روشن از روند رو به رشد ملی‌سازی ذخایر و تلاش کشورهای معدنی برای انتقال ارزش افزوده از استخراج به فرآوری داخلی است.

 

جمع‌بندی به قلم سردبیر
تحولات معدنی سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که مواد معدنی حیاتی از یک کالای اقتصادی به مؤلفه‌ای راهبردی در امنیت ملی، توسعه صنعتی و رقابت ژئوپلیتیکی کشورها تبدیل شده‌اند. رقابت امروز دیگر صرفاً بر سر دسترسی به ذخایر نیست؛ بلکه شناسایی سریع منابع، تسلط بر فرآوری، تکمیل زنجیره ارزش و تضمین زنجیره تأمین تعیین‌کننده جایگاه کشورها خواهد بود.
برای ایران، این روند یک پیام روشن دارد: اکتشاف هدفمند مواد معدنی حیاتی و راهبردی باید هم‌زمان با توسعه فناوری فرآوری و ایجاد ارزش افزوده دنبال شود. در اقتصاد معدنی آینده، مزیت از آنِ کشوری است که نه‌فقط «ذخیره»، بلکه دانش، فناوری و زنجیره ارزش آن را نیز در اختیار داشته باشد.

پیام ها:

loader
لینک های تصویری