خورشید مشرق 24، تجربه حوادث معادن در استان خراسان رضوی

1405/05/31 تعداد بازدید: 35
print

گزارش ویژه

 

تجربه حوادث معادن در استان خراسان رضوی
قربانیان بی‌صدای معدن: نگاهی تحلیلی بر سوانح کاری در معادن استان (1396-1404)

توسط: جلال حیدرشاهی


مقدمه
صنعت معدن‌کاری، علی‌رغم نقشی حیاتی در توسعه اقتصادی، همواره به عنوان یکی از پرخطرترین حوزه‌های شغلی در جهان شناخته شده است. داده‌های تلخ حوادث منجر به فوت و جرح در معادن استان طی سال‌های 1396 تا 1404، فراتر از آمار صرف، روایتگر جان‌باختگان این عرصه است و زنگ خطری جدی برای تمامی دست‌اندرکاران، از مسئولان ارشد تا کارگران و مهندسان، به صدا درمی‌آورد. این گزارش با تحلیل آماری این داده‌ها و بررسی علل ریشه‌ای وقوع آن‌ها، در پی شناسایی نقاط آسیب‌پذیر و ارائه راهکارهایی عملی برای جلوگیری از تکرار این تراژدی‌هاست.
فصل اول: نگاهی به آمار و ارقام
بررسی داده‌های ثبت‌شده از 24/06/1396 تا 10/12/1404، تصویری نگران‌کننده از وضعیت ایمنی در معادن استان ارائه می‌دهد:
تعداد کل حوادث ثبت‌شده: 51 مورد (شامل فوتی، جرحی و خسارت مالی).
تلفات جانی: 42 حادثه منجر به فوت کارگران (با احتساب حوادث دارای بیش از یک فوتی).
حوادث جرحی: 7 مورد.
حوادث منجر به خسارت مالی: 2 مورد.
نوع معدن: اکثریت قریب به اتفاق حوادث (حدود 85%) در معادن روباز رخ داده است. این آمار، نگاه نادرست به ایمنی در این معادن را برجسته می‌کند؛ چرا که تصور می‌شود خطرات در معادن روباز کمتر از معادن زیرزمینی است.
محصولات معدنی درگیر: حوادث در طیف وسیعی از مواد معدنی از جمله سنگ‌آهن، کرومیت، طلا، زغال‌سنگ، نمک، سنگ تزئینی و... رخ داده که نشان می‌دهد این بحران محدود به یک نوع ماده معدنی خاص نیست.
روند فصلی حوادث: شایان ذکر است که در فصول سرد سال، به دلیل کاهش فعالیت‌های معدنی و محدودیت‌های ناشی از شرایط جوی، شاهد کاهش قابل توجهی در آمار حوادث بوده‌ایم. این امر خود گواهی بر ارتباط مستقیم شدت فعالیت با احتمال وقوع حادثه است.
فصل دوم: تحلیل علل ریشه‌ای حوادث
با دسته‌بندی علل ذکر شده در گزارش‌ها، می‌توان به عوامل اصلی و پرتکرار وقوع حوادث پی برد:
1. نقص در ایمنی ماشین‌آلات و تجهیزات (بیشترین سهم):
واژگونی و از دست دادن کنترل: واژگونی کامیون‌ها، لودرها و تراکتورها به دلایلی چون نقص فنی، عدم تعادل در شیب‌ها، یا حرکت در مسیرهای ناایمن، یکی از اصلی‌ترین قاتلان خاموش در معادن است.
زیرگیری توسط ماشین‌آلات:
زیرگیری توسط ماشین‌آلات: یکی از پرتکرارترین و دلخراش‌ترین حوادث در معادن، مربوط به زیر گرفته شدن کارگران توسط ماشین‌آلات سنگین است. این حوادث عمدتاً در هنگام تعمیرات، تردد یا حتی استراحت کارگران رخ داده‌اند. سوابق نشان می‌دهد که حوادث مشابهی در تاریخ‌های 18/11/1398، 18/09/1401 و 01/07/1403 ثبت شده است. عوامل متعددی در وقوع این تراژدی‌ها دخیل بوده‌اند، از جمله:
نقص یا عدم وجود سیستم هشدار دنده عقب: بسیاری از ماشین‌آلات سنگین مجهز به سنسور یا آژیر دنده عقب هستند که در صورت خرابی یا عدم نصب، خطر برخورد با موانع (از جمله کارگران) به شدت افزایش می‌یابد.
روشن و خلاص بودن دستگاه: رها کردن ماشین‌آلات سنگین در حالت روشن و خلاص، حتی برای مدت کوتاه، می‌تواند منجر به حرکت ناگهانی و غیرقابل کنترل آن‌ها شود، به خصوص اگر در شیب قرار داشته باشند یا تحت تأثیر لرزش قرار گیرند.
اقدامات پرخطر در فصول سرد: در فصول سرد سال، گاهی کارگران برای روشن کردن دستگاه از طریق اتصال باتری یا استارت، بر روی خود دستگاه می‌ایستند. این عمل، علاوه بر قرار دادن فرد در معرض دید کم ماشین، در صورت خلاص بودن دستگاه، منجر به حرکت ناگهانی و سقوط فرد به زیر دستگاه می‌شود.
برای پیشگیری از این نوع حوادث، تأکید بر اهمیت بازرسی منظم سیستم‌های هشدار، اطمینان از خاموش و پارک ایمن ماشین‌آلات، و ممنوعیت انجام کارهای تعمیراتی یا استراحت در نزدیکی دستگاه‌های روشن و در حال کار ضروری است.
عدم کارکرد صحیح قطعات حیاتی و توجه به نکات مهم در تعمیرات: مشکل فنی قطعاتی چون ترمزها و استارت نیز در مواردی منجر به فاجعه شده است.
تعمیرات دامپ تراک (کمپرسی): هنگام انجام هرگونه بازرسی، تعمیر یا نگهداری بر روی سیستم بالابرنده یا هیدرولیک دامپ تراک‌ها، اولویت اصلی باید حفظ ایمنی تعمیرکار باشد. قرار دادن یک اهرم یا گوه (Wedge) ایمنی محکم در زیر قسمت بار (Tip Body) الزامی است. این اقدام اطمینان حاصل می‌کند که تحت هیچ شرایطی، حتی در صورت نقص احتمالی سیستم هیدرولیک یا آزاد شدن ناگهانی مکانیزم قفل کننده، قسمت بار بر روی فردی که در زیر یا داخل آن مشغول کار است، سقوط نکند. همچنین، باید اطمینان حاصل شود که اهرم ایمنی به درستی در محل خود قرار گرفته و قبل از شروع هرگونه کار، سیستم هیدرولیک تخلیه فشار شده و در حالت ایمن قرار گیرد.
لزوم پیاده‌سازی فناوری‌های نوین: در این بخش، استفاده از سیستم‌های پایش وضعیت ماشین‌آلات به صورت لحظه‌ای (Real-time Monitoring) و بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای پیش‌بینی خرابی‌های احتمالی (Predictive Maintenance) می‌تواند نقش بسزایی در کاهش این‌گونه حوادث ایفا کند.
نگهداری و تعمیرات پیش‌بینانه (PdM) یک استراتژی پیشرفته در زمینه مدیریت دارایی‌ها و تجهیزات است که با هدف پیش‌بینی زمان وقوع خرابی احتمالی تجهیزات و انجام تعمیرات لازم قبل از وقوع حادثه طراحی شده است. این رویکرد به جای اتکا به برنامه‌های تعمیرات دوره‌ای ثابت (Preventive Maintenance) یا تعمیرات پس از خرابی (Reactive Maintenance)، از داده‌های جمع‌آوری شده از سنسورها و تحلیل‌های پیشرفته برای پیش‌بینی وضعیت آینده تجهیزات استفاده می‌کند.
PdM بر پایه جمع‌آوری مداوم داده‌ها از تجهیزات در حین کارکرد عادی استوار است. این داده‌ها می‌توانند شامل موارد زیر باشند:
لرزش (Vibration): افزایش یا تغییر در الگوهای لرزش می‌تواند نشان‌دهنده مشکلاتی در بلبرینگ‌ها، چرخ‌دنده‌ها یا عدم تعادل باشد.
دما (Temperature): افزایش غیرعادی دما در قطعات خاص (مانند موتورها یا اتصالات الکتریکی) می‌تواند نشان‌دهنده اصطکاک بیش از حد، بار اضافی یا مشکل در سیستم خنک‌کننده باشد.
صدا (Acoustics): صداهای غیرعادی یا تغییر در فرکانس صداهای تولیدی تجهیزات.
روغن و سیالات (Oil and Fluid Analysis): وجود ذرات فلزی یا تغییر در خواص شیمیایی روغن می‌تواند نشان‌دهنده سایش قطعات داخلی باشد.
پارامترهای الکتریکی: ولتاژ، جریان، مقاومت و سایر پارامترهای الکتریکی.
عملکرد (Performance): سرعت، فشار، دبی و سایر معیارهای عملکردی.
این داده‌ها توسط سنسورهای مختلف جمع‌آوری شده و به سیستم‌های تحلیلی (اغلب با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین و هوش مصنوعی) ارسال می‌شوند. این سیستم‌ها الگوهای غیرعادی را شناسایی کرده و با مقایسه آن‌ها با الگوهای خرابی شناخته شده، احتمال وقوع خرابی و زمان تقریبی آن را پیش‌بینی می‌کنند.
2. ریزش دیواره، سقوط سنگ و بلوک‌ها:
عدم لق‌گیری و ایمن‌سازی: حادثه سال 96 در معدن تالک و حادثه فروردین 1404 در معدن فلورین (زیرزمینی) نمونه‌هایی از بی‌توجهی به این اصل حیاتی هستند. در معدن فلورین، کارگران در حال ایمن‌سازی بودند که خود قربانی ریزش شدند.
جدا شدن ناگهانی قطعات سنگ: در معادن سنگ تزئینی، جدا شدن ناگهانی بلوک‌ها به دلیل وجود درزه، نفوذ مواد، یا عدم توجه به ساختار زمین، منجر به له شدن کارگران شده است (مثال: 13/5/1398 و 19/3/1399).
ریزش دیواره در سیلوی مواد معدنی: حادثه 22/09/1399 در معدن سگ آهن، که دو کارگر برای رفع انسداد سیلوی دستگاه فرآوری به داخل آن رفته و توسط توده‌ای از خاک و مواد معدنی مدفون شدند، نشان‌دهنده فقدان پروتکل‌های ایمنی استاندارد، تجهیزات حفاظت فردی، و نظارت کافی در شرایط کاری پرخطر است.
ضرورت رعایت ایمنی در دپوها: حفاظت از شیب دپوهای باطله و کنسانتره، به‌ویژه با توجه به احتمال لغزش و ریزش، امری حیاتی است. استفاده از روش‌های مهندسی پایدارسازی و پایش مداوم این شیب‌ها، ضروری است.
3. خطاهای انسانی و عدم رعایت اصول ایمنی:
انفجار گاز متان: حادثه 05/06/1399 در معدن زغال‌سنگ، جایی که دو آتش‌بار باتجربه قربانی انفجار گاز متان شدند، نشان‌دهنده عدم شناسایی کامل مخاطرات زمین‌شناسی و جدی نگرفتن گازسنجی منظم است.
اقدامات خطرناک و غیراستاندارد: جوشکاری روی تانکر گازوئیل (04/12/1398) یا شنا در حوضچه‌های آب (08/04/1398) نمونه‌هایی از این دست هستند.
استفاده از مسیرهای غیرایمن: حادثه 20/05/1399 در معدن گرانیت که کارگران از مسیر غیرایمن سقوط کردند.
سرعت غیرمجاز و فقدان تجهیزات حفاظتی: حادثه موتورسوار در فروردین 1404 در معدن مس، نمونه‌ای کلاسیک از ترکیب خطای انسانی و فقدان تجهیزات است.
اهمیت ریسه ایمنی: در تمام این موارد، داشتن و استفاده صحیح از ریسه ایمنی (Safety Harness) توسط کارگران، به‌خصوص در ارتفاع یا نزدیکی لبه‌های خطرناک، می‌توانست از شدت یا وقوع جراحات جدی جلوگیری کند.
ملاحظات خاص در حفاری و مناطق بادخیز: در عملیات حفاری، به‌ویژه در مناطق باز و بادخیز، رعایت اصول ایمنی مضاعف اهمیت می‌یابد. استفاده از پوشاک مناسب و چسبان که از احتمال گیر افتادن در قطعات متحرک ماشین‌آلات (مانند دستگاه‌های حفاری دوار) جلوگیری کند، امری حیاتی است. از پوشیدن لباس‌های گشاد، شال، چفیه و موارد مشابه که پتانسیل گیر افتادن در قطعات دوار را دارند، اکیداً باید اجتناب شود.
4. ضعف در سیستم‌های کنترلی و مدیریتی:
عدم حضور یا بی‌تأثیری مسئول ایمنی: نشان‌دهنده نگاه حداقلی به بحث ایمنی در ساختار مدیریتی معادن است. حتی در مواردی که مسئول ایمنی معرفی شده، وقوع حادثه نشان از ناکارآمدی سیستم یا عدم اختیار کافی این افراد دارد.
فقدان آموزش کافی و عدم نهادینه‌سازی فرهنگ ایمنی: بسیاری از حوادث، مانند پرت شدن از لبه پله لودر یا سقوط به دلیل از دست دادن تعادل، نشان‌دهنده سطح پایین آموزش و فرهنگ ایمنی در میان کارگران است. با این حال، تلاش‌هایی نیز در این زمینه صورت گرفته است؛ از جمله برگزاری دوره‌های آموزشی با عنوان "درس آموزی از حوادث" که توسط شورای بازرسی نظام مهندسی معدن در شهرستان‌های مشهد و خواف برگزار شده است.
ضرورت استفاده از ماسک‌های تنفسی: در تمامی محیط‌های معدنی، به‌خصوص در بخش‌های حفاری و مناطقی که گرد و غبار و ذرات معلق (مانند سیلیس در هوای آزاد یا هوای بسته) وجود دارد، استفاده از ماسک‌های تنفسی مناسب (مانند ماسک‌های فیلترداریا 95 N) برای جلوگیری از ورود ذرات مضر به مجاری تنفسی و پیشگیری از بیماری‌های شغلی ریوی مانند سیلیکوزیس، امری کاملاً ضروری است.
معاینات ادواری پرسنل: ضامن سلامت و ایمنی در محیط کار
معاینات ادواری، بخشی حیاتی از برنامه جامع سلامت شغلی در هر سازمان، به ویژه در محیط‌های کاری حساس مانند معادن و کارگاه‌های صنعتی محسوب می‌شود. هدف اصلی این معاینات، شناسایی و ارزیابی به‌موقع بیماری‌های شغلی یا سایر مشکلات سلامتی پنهان در کاکنان است که ممکن است در طول زمان و با قرار گرفتن در معرض عوامل زیان‌آور محیط کار بروز یابند. این معاینات به پزشکان و کارشناسان بهداشت حرفه‌ای این امکان را می‌دهد تا وضعیت سلامت عمومی فرد را پایش کرده و از وجود یا عدم وجود بیماری‌هایی که می‌توانند ایمنی خود فرد و دیگر همکاران را به خطر اندازند، اطمینان حاصل کنند. به عنوان مثال:
کم‌شنوایی: در محیط‌های پر سر و صدا مانند معادن، کارکنان در معرض خطر از دست دادن شنوایی هستند. کم‌شنوایی تشخیص داده نشده می‌تواند منجر به عدم درک صحیح هشدارهای صوتی، دستورات ایمنی یا صداهای ماشین‌آلات شده و احتمال وقوع حوادث را افزایش دهد.
کاهش بینایی: ضعف بینایی، چه اکتسابی و چه مادرزادی، می‌تواند در هنگام کار با ماشین‌آلات دقیق، خواندن علائم هشداردهنده یا ارزیابی فاصله در محیط‌های پرخطر، مشکل‌ساز باشد.
بیماری‌های خاص: بیماری‌هایی مانند صرع، بیماری‌های قلبی-عروقی شدید، یا اختلالات تعادلی، در صورت عدم مدیریت صحیح و عدم رعایت پروتکل‌های ایمنی، می‌توانند ریسک بالایی را در محیط‌های کاری که نیاز به هوشیاری کامل و واکنش سریع دارند، ایجاد کنند.
با انجام منظم این معاینات، نه تنها سلامت کارکنان حفظ می‌شود، بلکه با شناسایی زودهنگام مشکلات و ارائه راهکارهای مدیریتی (مانند تجویز سمعک، عینک، تغییر نوع شغل، یا تعیین محدودیت‌های کاری خاص) و رعایت پروتکل‌های ایمنی فردی و محیطی، از بروز سوانح پیشگیری به عمل می‌آید. این امر به نوبه خود به افزایش بهره‌وری، کاهش غیبت‌های ناشی از بیماری و ایجاد یک فرهنگ ایمنی قوی در سازمان کمک شایانی می‌کند.
5. عوامل غیرمترقبه و عجیب (حدود 5%):
برخی حوادث آنقدر غیرمنتظره هستند که نشان از فقدان هرگونه فرهنگ ایمنی دارند: مانند حمله قلبی معترضان به فعالیت معدن (23/02/1403)، یا پرت شدن رینگ گریدر به سمت تعمیرگاه (10/07/1401).
فصل سوم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات
مرور این داده‌ها تلخ و تکان‌دهنده است. پشت هر یک از موارد مذکور، یک انسان با خانواده‌ای داغدار و رویاهایی ناتمام قرار دارد. وقوع مکرر حوادث مشابه در طول سال‌ها نشان می‌دهد که درس‌های لازم از این تراژدی‌ها گرفته نشده است.
برای خروج از این وضعیت، اقدامات زیر ضروری به نظر می‌رسد:
1. الزامی کردن حضور مسئول ایمنی و دارای صلاحیت: این افراد باید از قدرت توقف کار در شرایط خطرناک برخوردار باشند و بتوانند به‌طور مؤثر بر اجرای پروتکل‌های ایمنی نظارت کنند.
2. بازنگری اساسی در استانداردهای ایمنی ماشین‌آلات و تجهیزات: تدوین برنامه منظم و اجباری برای بازرسی فنی و نگهداری ماشین‌آلات معدنی، حفاظت از قسمت‌های دوار ماشین‌آلات، و توقف کار ماشین‌آلات فرسوده و ناایمن.
3. ارتقاء سطح آموزش و نهادینه‌سازی فرهنگ ایمنی: برگزاری دوره‌های عملی و الزامی ایمنی برای تمامی کارگران و پرسنل، با تأکید بر شناسایی خطرات محیط کار، رفتار ایمن با ماشین‌آلات، استفاده صحیح از تجهیزات حفاظت فردی مانند ریسه ایمنی و ماسک‌های تنفسی، و واکنش صحیح در شرایط اضطراری. برگزاری دوره‌های آموزشی با عنوان "درس آموزی از حوادث" که توسط شورای بازرسی نظام مهندسی معدن در شهرستان‌های مشهد و خواف برگزار شده است، گامی مثبت در این راستا محسوب می‌شود.
4. نظارت میدانی مؤثر و بهره‌گیری از فناوری: بازدیدهای دوره‌ای و سرزده توسط بازرسان کار و سازمان صمت با اختیار برخورد قانونی و پلمپ معادن ناایمن. استفاده از پهپادها و سامانه‌های پایش تصویری با قابلیت هوش مصنوعی برای نظارت بر مناطق دورافتاده و پرخطر معدن.
5. فرهنگ‌سازی و مسئولیت‌پذیری: ایمنی نباید به عنوان یک بخش‌نامه اداری، بلکه باید به عنوان یک ارزش و باور در تمام سطوح عملیاتی معدن نهادینه شود. مدیران و بهره‌برداران باید مسئولیت مستقیم خود را در قبال جان کارگران بپذیرند.
تا زمانی که ایمنی در عمل، نه در شعار، اولویت اول نباشد، معادن ایران همچنان شاهد قربانیانی خواهند بود که جان خود را برای تأمین مواد اولیه کشور فدا می‌کنند. کارگر معدن، سرمایه ملی است. تأمین ایمنی او نه یک هزینه، بلکه یک مسئولیت اخلاقی و قانونی است. تا زمانی که ایمنی در عمل، نه در شعار و بخش‌نامه، اولویت نخست مدیران و بهره‌برداران معدنی نباشد، جدول حوادث ما همچنان با ردیف‌های جدید و تلخ‌تری خواهد شد. از یاد نبریم که پشت هر کد کاداستر، یک معدن با انبوهی از سنگ و خاک نیست، بلکه جمعی از انسان‌ها با خانواده و آرزوهایشان قرار دارند.

 

پیام ها:

loader
آخرین اخبار
لینک های تصویری