زمین و نثر و نظم و زندگی
گوهر و سنگ
گردآوری و تهیه: سحرناز تاج بخش
پروین اعتصامی
رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دوره قاجار بود و در شکلگیریِ زندگیِ هنریِ پروین و کشفِ تواناییها و ذوق و گرایشش به شعر نقشِ مهمّی داشته است. اعتصامی از کودکی زبانهای فارسی و انگلیسی و عربی را نزدِ پدرش آموخت و زیرِ نظرِ پدر و استادانی چون علیاکبر دهخدا و محمّدتقی بهار سرودنِ شعر را آغاز کرد. دیوان اشعار وی بالغ بر ۲۵۰۰ بیت است.
او بیشتر بهدلیل به کاربردن سبک شعریِ مناظره در شعرهایش معروف است. مضامین و معانی شعرهای او توصیفکننده دلبستگیِ عمیقش به پدر، استعداد و شوقِ فراوانش به آموختنِ دانش، روحیه ظلمستیزی، حمایت از حقوقِ زنان و ابراز همدلی و همدردی با محرومان و ستمدیدگان جامعه است. او را «مشهورترین شاعر زن ایران» گفتهاند. در این شماره خلاصه ای از مناظره ی گوهر و سنگ از اشعار این بانو را برای شما انتخاب کرده ایم.
شنیدستم که اندر معدنی تنگ سخن گفتند با هم، گوهر و سنگ
چنین پرسید سنگ از لعل رخشان که از تاب که شد، چهرت فروزان
درین تاریک جا، جز تیرگی نیست بتاریکی درون، این روشنی چیست
بنرمی گفت او را گوهر ناب جوابی خوبتر از در خوشاب
از آنرو، چهرهام را سرخ شد رنگ که بس خونابه خوردم در دل سنگ
از آن ره، بخت با من کرد یاری که در سختی نمودم استواری
چنانم میفشردی خاره و سنگ که خونم موج میزد در دل تنگ
اگر چه کار بر من بود دشوار بخود دشوار مینشمردمی کار
چو دیدندم چنان در خط تسلیم مرا بس نکتهها کردند تعلیم
بگفتندم ز هر رمزی بیانی نمودندم ز هر نامی نشانی
ببخشیدند چون تابی تمامم بدخشی لعل بنهادند نامم
مرا در دل، نهفته پرتوی بود فروزان مهر، آن پرتو بیفزود
چو طبعم اقتضای برتری داشت مرا آن برتری، آخر برافراشت
نه هر کوهی، بدامن داشت معدن نه هر کان نیز دارد لعل روشن
بگو این نکته با گوهر فروشان که خون خورد و گهر شد سنگ در کان