ذخیرهگاههای زیستکره، مناطقی هستند که در چارچوب برنامه «انسان و زیستکره» (MAB) یونسکو معرفی میشوند و بهعنوان عرصههایی برای تلفیق حفاظت از تنوع زیستی، توسعه پایدار، پژوهش، آموزش و مشارکت جوامع محلی شناخته میشوند. در این رویکرد، انسان نه بهعنوان عاملی جدا از طبیعت، بلکه بهعنوان بخشی از نظام طبیعی در نظر گرفته میشود و تلاش بر آن است تا حفاظت از اکوسیستمها در کنار تأمین معیشت پایدار جوامع محلی دنبال شود.
در این میان، کپهداغ بهعنوان یکی از مهمترین پهنههای طبیعی شمالشرق ایران، مجموعهای کمنظیر از ارزشهای زمینشناختی، زیستمحیطی، تنوع زیستی، چشماندازهای طبیعی و ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری را در خود جای داده است.
ذخیرهگاه زیستکره کپهداغ
ذخیرهگاه زیستکره کپهداغ بخشی از رشتهکوه کپهداغ در امتداد مرز جمهوری اسلامی ایران و ترکمنستان را در بر میگیرد. این منطقه از نظر بومشناختی بخشی مهم از کانون تنوع زیستی «ایران ـ آناتولی» بهشمار میرود و زیستگاه گونههای متعدد گیاهی و جانوری، از جمله شماری از گونههای بومی و در معرض تهدید است.
فعالیتهای اقتصادی جوامع محلی این منطقه عمدتاً بر دامداری، کشاورزی و باغداری استوار است و همین همزیستی دیرینه میان انسان و طبیعت، اهمیت اتخاذ رویکردهای توسعه پایدار را در این ناحیه دوچندان میکند.
موقعیت و حدود زون ساختاری کپه داغ در شمال شرق ایران
ویژگیهای طبیعی و بومشناختی
کپهداغ مجموعهای کوهستانی میان پهنههای ایران و توران است که از رشتهها، ارتفاعات و دشتهای میانکوهی متعددی تشکیل شده است. رشتهکوههای کپهداغ و هزارمسجد در بخش شمالی و ارتفاعات گلستان، آلاداغ و بینالود در پهنه گستردهتر منطقه شمالشرق، سیمای توپوگرافی متنوعی ایجاد کردهاند. دشتهای مشهد، قوچان، شیروان، بجنورد و دیگر دشتهای میانکوهی نیز بخشی از چشمانداز طبیعی این گستره را تشکیل میدهند.
ریخت عمومی و پوشش غالب در بخش های شمالی زون کپه داغ
تنوع شرایط ارتفاعی، اقلیمی، زمینشناختی و توپوگرافی، زمینه شکلگیری زیستگاههای متنوع و غنای قابل توجه گونههای گیاهی و جانوری را فراهم کرده است.
بر اساس اطلاعات موجود، ۱۶۹ گونه گیاهی مهم و ۵۲ گونه جانوری شاخص در این منطقه شناسایی شدهاند که بخشی از آنها بومی هستند. این تنوع زیستی علاوه بر ارزش حفاظتی، در ارائه خدمات اکوسیستمی نیز نقش مهمی ایفا میکند. گیاهان دارویی و معطر، پوششهای ارس و حضور زنبورها و سایر گردهافشانهای وحشی نمونههایی از ارتباط مستقیم تنوع زیستی منطقه با زندگی و فعالیت اقتصادی جوامع محلی هستند.
ریخت عمومی و پوشش غالب در بخش های مرکزی زون کپه داغ
جوامع محلی و ظرفیتهای گردشگری طبیعی
ذخیرهگاه زیستکره کپهداغ در شمال استان خراسان شمالی و در مجاورت مرز ترکمنستان قرار گرفته و در بخشهایی از آن، روستاها و جوامع محلی با پیشینه فرهنگی و معیشتی غنی استقرار دارند.
دامداری، کشاورزی و باغداری از فعالیتهای اصلی ساکنان منطقه است و حضور عشایر کوچرو نیز یکی از مؤلفههای مهم فرهنگی این ناحیه بهشمار میرود. تلفیق طبیعت کوهستانی با شیوه زندگی سنتی و فرهنگ جوامع محلی، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه گردشگری مسئولانه و پایدار ایجاد کرده است.
منطقه حفاظتشده گلول و سرانی از جمله عرصههای ارزشمند این محدوده است. ارتفاعات، درهها، رودخانهها، چشمهها، پوشش گیاهی و حیاتوحش متنوع، مجموعهای از جاذبههای طبیعی را در این منطقه ایجاد کردهاند.
قوچ اوریال، بز کوهی، پلنگ، گرگ، روباه و شغال در کنار انواع پرندگان بخشی از حیاتوحش این منطقه را تشکیل میدهند. کوهنوردی، طبیعتگردی، مشاهده حیاتوحش و پرندهنگری نیز از فعالیتهایی هستند که در صورت مدیریت صحیح میتوانند در توسعه گردشگری پایدار منطقه نقش داشته باشند.
دریاچه سد گلول، چشمهها، درختان کهنسال ارس، چشماندازهای طبیعی، زندگی عشایری و برخی جاذبههای فرهنگی و مذهبی منطقه، ظرفیتهای گردشگری این محدوده را تکمیل میکنند.
زمینشناسی؛ بستری که سیمای کپهداغ را ساخته است
اهمیت کپهداغ تنها به تنوع زیستی آن محدود نمیشود. ساختار زمینشناختی این پهنه، اساس شکلگیری بسیاری از چشماندازها، منابع آب، زیستگاهها و جاذبههای طبیعی امروز منطقه است.
حوضه رسوبی کپهداغ یکی از حوضههای مهم رسوبی ایران بهشمار میرود و بخش قابل توجهی از توالیهای رسوبی آن از سنگهای مزوزوئیک و سنوزوئیک تشکیل شده است. تحولات تکتونیکی مرتبط با بستهشدن نئوتتیس، همگرایی صفحات و فرایندهای کوهزایی، موجب چینخوردگی، گسلش و بالاآمدگی رسوبات این حوضه و شکلگیری سیمای کوهستانی کنونی کپهداغ شده است.
این تاریخ طولانی زمینشناختی را امروز میتوان در چینخوردگیها، گسلها، درهها، اشکال فرسایشی، چشمههای کارستی و توالیهای رسوبی منطقه مشاهده کرد؛ عوارضی که هر یک بخشی از تاریخ تحول زمینشناختی شمالشرق ایران را روایت میکنند.
بخشی از توالیهای رسوبی کپهداغ
از واحدهای مهم پالئوژن حوضه کپهداغ میتوان به سازندهای پستهلیق، چهلکمان و خانگیران اشاره کرد.
سازند پستهلیق عمدتاً شامل شیلها و رسوبات رسی قهوهای تا قرمز، ماسهسنگ و کنگلومرا است و در برخی نقاط میانلایههای تبخیری نیز در آن مشاهده میشود.
سازند چهلکمان عمدتاً از سنگهای کربناته همراه با مارن و شیل آهکی تشکیل شده و در بخشهایی حاوی گچ و ماسهسنگ است.
سازند خانگیران نیز یکی از واحدهای شاخص حوضه کپهداغ است که عمدتاً از رسوبات ریزدانه دریایی و شیلهای آهکی تشکیل شده و بخش مهمی از تاریخ رسوبگذاری دریایی جوانتر این حوضه را ثبت کرده است.
در محدوده مورد مطالعه ذخیرهگاه نیز بر اساس تحلیلهای مکانی انجامشده، سنگآهکهای اوربیتولیندار سازند تیرگان بخش عمده سطح منطقه را تشکیل میدهند و بخش کوچکتری به واحدهای مارنی سازند سرچشمه اختصاص دارد. تفاوت لیتولوژی، ساختار و میزان گسلخوردگی این واحدها در شکلگیری عوارض طبیعی و ژئومورفولوژی منطقه مؤثر بوده است.
کپهداغ؛ ظرفیتی کمنظیر برای زمینگردشگری
یکی از ظرفیتهای مهم و در عین حال قابل توسعه کپهداغ، زمینگردشگری (ژئوتوریسم) است. در این رویکرد، گردشگر علاوه بر مشاهده چشمانداز طبیعی، با داستان شکلگیری کوهها، درهها، سنگها، فسیلها، چشمهها و سایر پدیدههای زمینشناختی آشنا میشود.
از جاذبههای شاخص زمینشناختی و زمینگردشگری در گستره کپهداغ و شمال خراسان میتوان به دره شمخال در محدوده باجگیران اشاره کرد؛ درهای چشمگیر که رخنمونهای سنگی، ساختارهای زمینشناختی و فرایندهای فرسایشی آن، ظرفیت بالایی برای آموزش علوم زمین و توسعه زمینگردشگری دارد.
چشمههای آب گرم ایوب و شفا، پارک ملی تندوره، رخنمونها و توالیهای رسوبی کپهداغ، زمینلغزشهای محدوده بدرانلو، نهشتههای لسی شمال خراسان، چشمههای کارستی متعدد و دشت گلیل نیز از دیگر ظرفیتهای قابل توجه زمینگردشگری این پهنه محسوب میشوند.
تنوع سازندهای زمینشناختی کپهداغ این امکان را فراهم کرده است که بازدیدکننده در یک گستره جغرافیایی نسبتاً محدود، شواهدی از میلیونها سال تحول محیطهای رسوبی، فعالیتهای تکتونیکی، فرسایش و شکلگیری چشماندازهای طبیعی را مشاهده کند.
از حفاظت زیستی تا حفاظت از میراث زمینشناختی
نگاه یکپارچه به کپهداغ نشان میدهد که حفاظت از تنوع زیستی بدون شناخت بستر زمینشناختی آن کامل نخواهد بود. نوع سنگ، ساختارهای زمینشناختی، ارتفاع، شیب، خاک، منابع آب و فرایندهای ژئومورفولوژیک، همگی در شکلگیری و استمرار اکوسیستمهای منطقه نقش دارند.
از این منظر، ظرفیت کپهداغ تنها در عنوان یک ذخیرهگاه زیستکره خلاصه نمیشود؛ بلکه این پهنه را میتوان مجموعهای ارزشمند از میراث زمینشناختی، تنوع زیستی، چشمانداز طبیعی و میراث فرهنگی جوامع محلی دانست.
شناسایی و معرفی علمی ژئوسایتها، تدوین مسیرهای زمینگردشگری، تولید محتوای آموزشی، مشارکت جوامع محلی، حفاظت از پدیدههای حساس زمینشناختی و پیوند دادن ژئوتوریسم با اکوتوریسم میتواند زمینه شکلگیری الگویی مؤثر از گردشگری پایدار در شمالشرق کشور را فراهم سازد.
در چنین رویکردی، زمینشناسی تنها دانشی برای شناخت گذشته زمین نیست؛ بلکه ابزاری برای حفاظت از میراث طبیعی، آموزش عمومی، توسعه پایدار و ایجاد فرصتهای جدید برای جوامع محلی خواهد بود.