پیک بیخبری
(در لابهلای اسناد)
این سرفصل گریزی است به پارهای نکات که یا از آن بیخبریم و یا در مشغلهی کارهای مختلف کمتر به آن توجه نموده و یا مینمائیم، ولی هر چه باشد دستمایهای از مضامین طنز و جدی است که توجه ما را بیشتر به خود جلب نماید. لذا هیئت تحریریه تصمیم بر آن گرفت تا مطالبی برآمده از لابهلای اسناد تاریخی طی دوره فعالیت سازمان نیز به آن افزوده شود تا طیف گستردهتری از مطالب را دربرگیرد، امید است مفید واقع شود.
در لابهلای اسناد
حوادث معدن زغال سنگ
توسط: محبوبه پرورش
معادن ذغال سنگ ساریداغ آذربایجان در گذشته استخراج و به مصرف کارخانجات ریسمان ریسی و کبریت سازی میرسیده است. اسناد مرتبط با فوت سه نفر از کارگران معدن در سال ۱۳۰۵، را با هم مرور میکنیم.
وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه
نمره ۵۷۹۴، مورخه ۲ شهریور ۱۳۰۵، سواد راپرت
موضوع: راجع به فوت سه نفر از عملجات در معدن ذغالسنگ ساریداغ
در تاریخ ۱۰ مرداد، استاد حسن ولد عباس، مباشر معدن با یک نفر عمله دیگر هدایت نام ولد مشهدی محمد، در کانی که تقریبا به عمق ۱۵۶ متر است خفه میشوند. علاوه بر آن کربلایی حسن که برای استخلاص دو نفر دیگر داخل چاه میشود و او هم در اثر گاز خفه میشود.
بعد از اطلاع، همان روز برای تحقیق قضیه و بیرون آوردن جنازهها، آقایان مهدی قلی خان مفتش معادن و مسیو اوهانجانیان مهندس معادن با معیت یک نفر کمیسر محله به محل حادثه رفته و به اخراج جنازهها از چاه موفق نشدند، زیرا که اقدام کربلایی حسن منتهی به هلاکت گردیده و سایرین جرأت دخول به چاه مزبور را نداشتهاند. روز ۱۱ مرداد، وسایل تخلیه گاز از چاه را فراهم و به توسط متخصصین دستگاه (وانتیلاسیون) را دایر و ظرف دو روز (۱۱ و ۱۲ مرداد) بعد از زحمات زیاد جنازه سه نفر مزبور را خارج و به توسط دکتر و نماینده نظمیه و مدعی عمومی دادستان، وضعیت جنازههای معدن معاینه و ثابت گردید که این افراد به واسطه گاز خفه شدهاند. لهذا مخارج کفن آنها از وجوه دولتی پرداخت و نظر به اقتضای موقع مبلغ پنج تومان به عیال هر یک از متویها پرداخته شد که کلیه مخارج کفن و دفن و تهیه ماشین و غیره، بالغ بر ۹/۷۶ قران گردیده است. از قرار اطلاعات حاصله، این معدن تقریباً از هشتاد یا نود سال قبل مکشوف و محل عملیات بوده است و در این مدت هرگز از این قبیل اتفاقات رخ نداده بوده است و بنابراین وسایل رفع آنها تهیه نشده بوده است. مزید اطلاع، وراث خفه شدگان را درج مینماید:
1- ورثه استاد حسن پسر عباس: زن او که اکنون باردار است.
2- ورثه هدایت: زن او که اکنون باردار است.
3- کربلایی حسن: زن او و سه دخترش که ۵ ساله، سه ساله و چهار ساله هستند.
چون باقیماندگان این اشخاص، مستأصل و واجب الرعایه و به علاوه کس دیگر ندارند که معاش آنها را تأمین نماید و معمولاً در سایر ممالک هم از طرف دولت در اینگونه موارد از وراث متوفی درگیر میشود، مستدعی است اجازه فرمایید اولاً مبلغ شش تومان به عنوان شهریه در حق هر یک از عائلههای فوق الذکر که جمعاً هیجده تومان میشود برقرار و عجالتا از عایدات معدن ساریداغ پرداخت شود که اسباب امیدواری سایر عملهها نیز فراهم خواهد شد تا در آتیه این قبیل مخارج با رعایت قوانین در بودجه مربوطه منظور گردد.
دوم اینکه اجازه مرحمت فرمایید مبلغ ۹/۶۷۶ قران مزبور فوق، در محاسبات معادن به خرج گذاشته شود.
پیشکار مالیه/ داویس
وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه
به تاریخ ۱۶/۸/۱۳۰۵-۷۰۶۰/۶۳۴
مقام منبع ریاست وزرای عظام دامت شوکته
عطف به مراسله نمره ۴۸۱۸ راجع به فوت سه نفر از عملجات معدن ذغال سنگ ساری داغ، معروض میدارد که برای رعایت حال بازماندگان عملجات متوفی، عجالتا با پیشنهاد وزارت مالیه موافقت گردید که از محل عواید معدن مزبور ماهی بیست تومان بین وراث عملجات تقسیم شود تا لایحه قانونی مناسب دایر به برقراری شهریه درباره بازماندگان آنها تهیه و تقدیم شود که به تصویب مجلس شورای ملی برسد.
آنچه که در این اسناد و اسناد مشابه مشاهده میشود، پرسشهای زیادی به ذهن متبادر میسازد. به راستی تا چه اندازه در قوانین و پیگیریهای مرتبط و مهمتر از آن تا چه اندازه در بروز حوادث و دلجویی از آسیبدیدگان این حوادث، موفق عمل کردهایم؟