خورشید مشرق 25، نگرش کاربردی در پیشبرد اهداف سازمانی و پاسخ به نیازهای برون سازمانی

1405/06/30 تعداد بازدید: 18
print

نگرش کاربردی در پیشبرد اهداف سازمانی
و پاسخ به نیازهای برون سازمانی


اداره کل زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی منطقه شمال شرق با هدف ارتقاء کمی و کیفی فعالیت‌های در دست انجام، همکاری با دستگاه‌های اجرایی مرتبط، تبادل تجربه‌ها و هم‌افزایی هر چه بیشتر در تسریع حصول به اهداف تبیین شده، همکاری‌های برون سازمانی را در دستور کار خود قرار داده است. آنچه در ذیل به آن اشاره می‌شود، بخشی از این فعالیت‌ها است که جهت آگاهی خوانندگان ارائه می‌شود:

اکتشاف فراسرزمینی؛ افقی تازه برای توسعه ظرفیت‌های علوم زمین ایران
نگاهی به ظرفیت‌های افغانستان و نقش منطقه شمال‌شرق در شکل‌گیری یک رویکرد داده‌محور

توسط: هادی شریفی


تأمین پایدار مواد معدنی و دسترسی به منابع جدید، طی سال‌های اخیر به یکی از موضوعات راهبردی در بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شده است. افزایش تقاضا برای مواد معدنی مورد نیاز صنایع پیشرفته، توسعه فناوری‌های نوین و ضرورت تنوع‌بخشی به منابع تأمین مواد اولیه، موجب شده است فعالیت‌های زمین‌شناسی و اکتشافی بیش از گذشته از محدوده مرزهای جغرافیایی کشورها فراتر رود.
در چنین شرایطی، مفهوم «اکتشاف فراسرزمینی» می‌تواند به‌عنوان یکی از زمینه‌های جدید توسعه فعالیت‌های علوم زمین در کشور مورد توجه قرار گیرد؛ رویکردی که الزاماً با حضور میدانی، حفاری یا سرمایه‌گذاری مستقیم در معادن کشورهای دیگر آغاز نمی‌شود، بلکه نقطه شروع آن می‌تواند دسترسی به داده، تبادل دانش، مطالعات مشترک، بازپردازش اطلاعات زمین‌شناسی و اکتشافی و ارائه خدمات تخصصی باشد.
از این منظر، اکتشاف فراسرزمینی را می‌توان بخشی از مفهوم گسترده‌تر «دیپلماسی علوم زمین» دانست؛ ظرفیتی که از طریق آن، توان علمی و فنی کشور می‌تواند زمینه‌ساز توسعه همکاری‌های منطقه‌ای و در مراحل بعد، حضور شرکت‌های تخصصی و بخش خصوصی در پروژه‌های اکتشافی و معدنی شود.

همسایگان ایران؛ فرصتی برای توسعه همکاری‌های علوم زمین
موقعیت جغرافیایی ایران و قرارگیری آن در مجاورت کشورهای مختلف آسیای مرکزی، قفقاز، افغانستان، پاکستان، ترکیه و عراق، ظرفیت مناسبی برای گسترش همکاری‌های علمی و فنی در حوزه علوم زمین ایجاد کرده است.
وجود پیوستگی‌های زمین‌شناختی در بسیاری از مناطق مرزی نیز نشان می‌دهد ساختارها و سامانه‌های کانه‌زایی الزاماً از مرزهای سیاسی تبعیت نمی‌کنند. از این رو، مطالعات تطبیقی زمین‌شناسی، تبادل داده، آموزش، تهیه نقشه‌های موضوعی، سنجش‌ازدور، ژئوفیزیک و اکتشاف مواد معدنی می‌تواند بخشی از همکاری‌های آینده ایران با کشورهای پیرامونی باشد.
در میان این کشورها، افغانستان به دلیل همجواری جغرافیایی، تنوع زمین‌شناختی، برخورداری از پتانسیل‌های متعدد معدنی و وجود حجم قابل‌توجهی از اطلاعات پایه، یکی از گزینه‌های قابل بررسی برای توسعه این رویکرد محسوب می‌شود.

افغانستان؛ سرزمینی با تنوع زمین‌شناختی و معدنی
ساختار زمین‌شناسی افغانستان حاصل تاریخ پیچیده زمین‌ساختی منطقه است و مجموعه متنوعی از واحدهای آذرین، رسوبی و دگرگونی در آن گسترش دارد. مطالعات موجود، پتانسیل‌هایی از مس، آهن، طلا، سرب و روی، لیتیوم و سایر عناصر و همچنین گوهرسنگ‌هایی مانند لاجورد، زمرد، یاقوت و تورمالین را در مناطق مختلف این کشور معرفی کرده‌اند.
با این حال، شاید یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های افغانستان برای آغاز یک برنامه همکاری علمی و اکتشافی، وجود حجم قابل‌توجهی از داده‌های پیشین باشد.
اطلاعات زمین‌شناسی، ژئوفیزیک هوابرد، داده‌های ماهواره‌ای و طیف‌سنجی تصویری از جمله HYMAP، ASTER، Landsat و دیگر داده‌های سنجش‌ازدور، امکان آن را فراهم می‌کنند که پیش از ورود به عملیات پرهزینه صحرایی، بخش مهمی از مطالعات در محیط داده و با استفاده از فناوری‌های جدید انجام شود. در مطالعات موجود نیز توسعه پایگاه داده، زیرساخت پردازش و تربیت نیروی متخصص به‌عنوان بخشی از نیازهای اصلی این حوزه مطرح شده است.



نقشه کلی از وضعیت زمین شناختی کشور افغانستان


تنوع واحدهای زمین‌شناسی و ساختارهای اصلی افغانستان، بستری برای شکل‌گیری انواع مختلف پتانسیل‌های معدنی فراهم کرده است.

 

از داده‌های قدیمی تا اهداف اکتشافی جدید
یکی از تحولات مهم اکتشاف در جهان، تغییر نگاه به داده‌های موجود است. داده‌ای که سال‌ها قبل برداشت شده، الزاماً داده‌ای کم‌ارزش یا منسوخ نیست. پیشرفت روش‌های پردازش، GIS، مدل‌سازی سه‌بعدی و هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرده است که مجموعه‌ای از اطلاعات پراکنده گذشته بار دیگر در کنار یکدیگر قرار گرفته و با نگاهی جدید تحلیل شوند.
در مطالعات مربوط به افغانستان نیز ترکیب داده‌های زمین‌شناسی، ژئوشیمیایی، ژئوفیزیک هوابرد و سنجش‌ازدور می‌تواند به شناسایی مناطق امیدبخش و کاهش سطح عدم‌قطعیت پیش از عملیات میدانی کمک کند.

به بیان ساده، در این رویکرد مسیر اکتشاف می‌تواند چنین باشد:
داده‌های موجود ← استانداردسازی و تشکیل بانک اطلاعاتی ← بازپردازش ← تلفیق داده‌ها ← مدل پتانسیل‌یابی ← شناسایی اهداف ← اولویت‌بندی ← کنترل میدانی
بنابراین، یکی از مهم‌ترین پیام‌های اکتشاف فراسرزمینی این است که نقطه آغاز یک پروژه اکتشافی لزوماً اعزام تیم صحرایی نیست؛ گاهی نخستین و ارزشمندترین گام، بازخوانی هوشمند اطلاعاتی است که پیش از این تولید شده‌اند.


نقش سنجش‌ازدور و ژئوفیزیک
داده‌های طیف‌سنجی تصویری HYMAP در افغانستان برای شناسایی و بارزسازی گروه‌های مختلف کانی‌شناسی از جمله کانی‌های غنی از آهن، کربنات‌ها، فیلوسیلیکات‌ها، سولفات‌ها و برخی کانی‌های مرتبط با دگرسانی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
همچنین داده‌های مغناطیس هوابرد تاریخی در بخش‌هایی از افغانستان وجود دارد که می‌توانند با روش‌های پردازشی جدید بازتفسیر شوند. در اطلاعات موجود، برداشت‌های مغناطیس هوایی سال ۱۹۶۶ در جنوب و جنوب‌شرق افغانستان با فاصله خطوط پرواز حدود پنج کیلومتر معرفی شده‌اند.

 


نمونه نقشه کانی‌شناسی حاصل از پردازش داده‌های، HYMAPسنجش‌ازدور و طیف‌سنجی تصویری می‌توانند در مراحل شناسایی و هدف‌گذاری، سطح وسیعی از مناطق را با هزینه و زمان کمتر مورد ارزیابی قرار دهند.

 

هرات و فراه؛ از مطالعه داده‌ها تا معرفی بلوک‌های اکتشافی
یکی از بخش‌های قابل توجه مطالعات انجام‌شده، بررسی اطلاعات افغانستان با تمرکز بر استان‌های مجاور ایران است. در این مطالعات، مرکز مشهد با استفاده از داده‌های موجود، نقشه آنومالی‌های معدنی تهیه و در ادامه هرات و فراه را به‌طور ویژه مورد بررسی قرار داده است. تلفیق اطلاعات در نهایت به معرفی سه بلوک اکتشافی منجر شده است: هرات شمالی، هرات جنوبی و فراه.
بلوک هرات شمالی شامل ۱۳ برگه ۱:۵۰٬۰۰۰ با مساحت تقریبی ۸۱۰۰ کیلومترمربع و پتانسیل پیشنهادی مس، باریت، سرب و روی؛ بلوک هرات جنوبی شامل ۱۵ برگه با حدود ۹۳۰۰ کیلومترمربع و پتانسیل مس، طلا، سرب و روی، قلع و آهن؛ و بلوک فراه شامل ۲۲ برگه با حدود ۱۳۸۰۰ کیلومترمربع و پتانسیل مس، طلا، قلع و آهن معرفی شده است.
این نتایج از یک منظر مدیریتی نیز اهمیت دارند؛ زیرا نشان می‌دهند موضوع اکتشاف فراسرزمینی در منطقه شمال‌شرق صرفاً یک پیشنهاد نظری نیست و بخشی از مطالعات مقدماتی، تلفیق داده‌ها و هدف‌گذاری منطقه‌ای آن انجام شده است.

 


موقعیت سه بلوک پیشنهادی هرات شمالی، هرات جنوبی و فراه
سه بلوک حاصل از تلفیق اطلاعات موجود با تمرکز بر مناطق غرب افغانستان و مجاور مرزهای شرقی ایران.


از مطالعه منطقه‌ای تا «طرح تحول»
در ادامه مطالعات، اجرای یک برنامه در مقیاس ۱:۵۰٬۰۰۰ برای مجموع ۵۰ برگه پیشنهاد شده است که مطالعات ژئوفیزیک هوایی، دورسنجی، تهیه نقشه‌های زمین‌شناسی، اکتشاف ژئوشیمیایی و کانی سنگین و تهیه نقشه‌های زمین‌شناسی اقتصادی را در بر می‌گیرد.
ابعاد این پیشنهاد قابل توجه است. برای سه بلوک، حدود ۱۴۷٬۵۰۰ کیلومتر خطی پرواز ژئوفیزیک هوابرد طراحی شده و در بخش ژئوشیمی نیز حدود ۵۰ هزار نمونه شامل رسوبات آبراهه‌ای، کانی سنگین و نمونه‌های مینرالیزه برآورد شده است.
البته ورود مستقیم به چنین حجم گسترده‌ای از عملیات، بدون اجرای مرحله مقدماتی، ضرورت ندارد. منطقی‌تر آن است که ابتدا یک پایلوت داده‌محور و محدود اجرا شود و پس از ارزیابی نتایج، درباره توسعه عملیات تصمیم‌گیری شود.

دیپلماسی علوم زمین؛ فراتر از اکتشاف معدن
ظرفیت همکاری ایران و افغانستان تنها به اکتشاف مواد معدنی محدود نیست. در مطالعات انجام‌شده، زمینه‌هایی همچون آموزش نیروی انسانی، تهیه نقشه‌های زمین‌شناسی و موضوعی، ژئوشیمی، ژئوفیزیک زمینی و هوایی، مخاطرات زمین‌شناختی، زمین‌گردشگری، موزه و پارک علوم زمین، سنجش‌ازدور، گوهرشناسی و فرآوری گوهرسنگ‌ها و مطالعات تکتونیکی نیز به‌عنوان زمینه‌های همکاری پیشنهاد شده‌اند.
چنین مجموعه‌ای می‌تواند زمینه شکل‌گیری یک مدل گسترده‌تر تحت عنوان «دیپلماسی علوم زمین» را فراهم کند؛ مدلی که در آن تبادل دانش و داده، آموزش، ارائه خدمات فنی و آزمایشگاهی و اجرای پروژه‌های مشترک، زمینه را برای همکاری‌های اقتصادی و حضور بخش خصوصی فراهم می‌کند.


منطقه شمال‌شرق؛ دروازه‌ای برای مطالعات شرق ایران و غرب افغانستان
موقعیت جغرافیایی خراسان و ظرفیت‌های تخصصی اداره‌کل زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی منطقه شمال‌شرق، امکان تعریف نقش ویژه‌ای برای این مجموعه در مطالعات افغانستان ایجاد کرده است.
وجود تجربه تهیه نقشه‌های آنومالی، بررسی هرات و فراه و طراحی بلوک‌های پیشنهادی می‌تواند زمینه تبدیل مرکز مشهد به یکی از هسته‌های تخصصی مطالعات تطبیقی شرق ایران–غرب افغانستان، تحلیل داده، سنجش‌ازدور و هدف‌گذاری اکتشافی را فراهم سازد. چنین رویکردی نه تنها به توسعه اکتشاف فراسرزمینی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند زمینه صدور دانش فنی و خدمات تخصصی علوم زمین کشور را نیز تقویت کند.

 

سخن پایانی
اکتشاف فراسرزمینی را می‌توان فرصتی برای توسعه افق فعالیت‌های علوم زمین ایران دانست؛ اما موفقیت در این مسیر نیازمند حرکت مرحله‌ای، علمی و مبتنی بر ارزیابی ریسک است.
افغانستان به دلیل همجواری با ایران، تنوع زمین‌شناختی، وجود داده‌های قابل توجه و مطالعات مقدماتی انجام‌شده، می‌تواند یکی از گزینه‌های مناسب برای آزمون این رویکرد باشد.
در چنین الگویی، ابتدا داده‌ها سخن می‌گویند؛ سپس زمین‌شناس، ژئوفیزیک‌دان، متخصص سنجش‌ازدور و کارشناس اکتشاف با تلفیق آنها اهداف را مشخص می‌کنند و تنها پس از کاهش عدم‌قطعیت، عملیات میدانی و سرمایه‌گذاری آغاز می‌شود.
شاید نخستین ابزار اکتشاف فراسرزمینی نه دستگاه حفاری، بلکه داده، دانش زمین‌شناسی و قدرت تحلیل باشد؛ سرمایه‌ای که می‌تواند مرزهای جغرافیایی فعالیت‌های علوم زمین ایران را گسترش دهد.

پیام ها:

loader
لینک های تصویری